تبليغاتX
یاد نوشته ها

     بعضی آدما توی دل و زندگی ما اون قدر جا دارن که دوست داری هر کاری ازت بر میاد براشون انجام بدی.در عوض،افرادی هم هستن که نه تنها نقش موثری توی زندگیت ندارن بلکه از خوشی ها و موفقیتاشم دورت می کنن.با این مقدمه میرم سر اصل مطلب و این که دیروز سه شنبه،مهدی از بهترین دوستان صمیمی،قدیمی و هم سنم،ازدواج کرد و با این اشتباه بزرگش از جرگه مجردا خارج شد .

     گرچه یه خرده به خاطر این کارش که نسل رو به انقراض دوستان مجردی که با هم بودیم،با هم بزرگ شدیم و حتی با هم زندگی کردیم رو به خطر انداخت ازش دلخورم ولی این عملش رو در مقابل هزار تا کار خوبش نادیده می گیرم.راستش از میون حدود ۱۵ نفر بچه هایی که سابقه دوستیامون به ۳۰-۲۵ سال می رسه فقط من و اون مجرد مونده بودیم که او هم پرید و من همچنان رکورددار سمج ترینشون باقی موندم .

     از اون جایی که مهدی،برام خیلی عزیزه و از طرفی،همسرش،خواهر یکی از دوستام و دختر خاله یکی دیگه از رفیقامه،لازم دیدم این پست ویژه رو بهشون اختصاص بدم و توی این روزای خوب که همش جشن و شادیه از صمیم قلب این وصلت و پیوند نیک رو بهشون تبریک بگم و بازم از صمیم قلب براشون آرزوی خوشبختی کنم.امیدوارم زندگیه سرشار از شادی داشته باشن و به پای همدیگه پیر بشن .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 17:30  توسط مجتبی نوریان  | 

     ديروز شصت و يكمين سالگرد تولد روزنامه خراسان و پنجمين سالگرد تاسيس دفتر خراسان جنوبي بود و امروزم سالگرد انتشار ويژه نامه هاي خراسان جنوبيه كه البته حالا به روزنامه تبديل شده.

     خواستم به همين مناسبت و بهونه،تبريكي به دوستان و همكاران دفتر خراسان جنوبي گفته باشم و خدا قوتي به همكاران مشهدم آقايون بني اسدي،كوهزاد و كرماني كه ۵ سال پيش،اولين شماره اين نشريه رو تهيه كردن.

     بي انصافيه كه از آقايون دفاعي،موسوي،موحد و خودم كه اون روزا مشغول اجاره دفتر و تجهيزش بوديم يادي نكنم.اميدوارم عمري باشه تا جشن پنجاهمين سالگرد دفتر رو كه اون زمان،روزنامه خراسان ۱۰۶ ساله خواهد بود،نبريك بگم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 17:2  توسط مجتبی نوریان  | 

    امشب،شکاف کعبه تکرار می شود اما این بار در عرش تا عرشیان بر فرش سرای پیامبر (ص) فرود آیند و مقربان درگه باری تعالی، میهمان او و میزبان سلاله پاکش باشند.امشب در غربت محمد(ص)، زنانی پاک دامن چون حوا ، هاجر، مریم و آسیه فرمان می یابند بر بالین اول زن ایمان آورده به دین پیامبر(ص) حاضر شوند تا دستانی پاک، بدن صدیقه (س) را در بدو تولد لمس کنند. فرشتگان مقرب، گرداگرد خدیجه(س) می چرخند تا در این شب تنهایی، همراهش باشند و نوگل شکفته او و محمد(ص) را در آغوش به آب زلال و پاک کوثر استحمام کنند و از عطر بهشت، معطرش سازند.
     امشب،سوم معصوم سلسله عصمت، پای بر زمین خاکی و دنیای فانی می گذارد تا پایانی باشد بر یتیمی پدر.آری،زهرا (س) می آید تا خانه دل پدر بهاری شود و بر او شود مادر.شبی که خدا بر زمین و زمینیانش منت می نهد و هدف از خلقت جهان،پای در ملک می  گذارد.مرضیه (س) می آید تا نه تنها «ام ابیها»، بلکه همسر علی (ع) شود و مادر ۱۱معصوم وامام و الگویی شود در عمری کمتر از ۲ دهه برای همسران و مادران امروز.
     زهرایی که به احترام مقام والایش، پیامبر (ص) از جای برمی خاست و می فرمود: « فاطمه پاره تن من است» در زمان رحلت با وجود اطمینان به انجام تمام و کمال وظایف همسری و مادری، از علی (ع) طلب حلالیت می کند و با استناد به سخن پدر که «زنی بدون رضایت همسر به بهشت نمی رود» از او رضایت می خواهد!
چه الگویی بهتر از فاطمه (س) برای بانوانی که وظیفه خطیر همسری و رسالت مادری برعهده دارند و چه زیبا اسوه ای برای دخترانی که هنوز پا به جایگاه همسر و مادری نگذاشته اند؟با گذشت قرن ها از آن زمان و در این عصر، مروری باید و تاملی بر افکار و رفتار خود و نگاهی بر فاصله ها و شکاف های موجود تا انحرافات ،کشف و رفع و قرابت ها شناخته و تقویت شود.
     بدون شک، گذری بر وظایف همسری و پرداختن به امور مادری در شرایط فعلی و مقایسه با تنها و بهترین الگو خواهد توانست زندگی های امروزی را فاطمه وار و تربیت فرزندان و نسل های آینده را زهراوار سازد و از این رهگذر،طعم شیرین زندگی دنیوی و نوید حلاوت حیات اخروی آن را درک کرد.در این میان دختران نیز با قیاس زندگی و دوران کوتاه جوانی زهرا (س)، مطالعه و درک صحیح آموزه های معنوی،سیره و روش زندگی آن حضرت و سرلوحه قرار دادن آن ها در کنار توکل به خداخواهند توانست آغاز زندگی را به عنوان مهم ترین مرحله دستیابی به جایگاه همسری و سپس مادری فراگیرند.
     شروعی که امروزه به عنوان معضلی پیش روی بیشتر دختران جامعه قرار گرفته و آن ها را در ورود و گذر از پیچ و خم های زندگی دچار تردید و گاه هراس ساخته است.
به طور قطع،وجود چنین منابع ارزشمند و الگوهای بی نظیر،چراغی فرا راه زندگی خواهد بود تا در پرتوی نور و تلاءلو آن ها، بتوان مسیری به دور از کجی و انحراف پیمود و به سرمنزل مقصود رسید.

روزنامه خراسان،صفحه ۶ ايران،شماره سريال ۱۷۲۸۷،تاريخ انتشار ۲۴/۳/۸۸
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 17:40  توسط مجتبی نوریان  | 

     دیروز متفاوت تر از هر روز و جمعه ای بود و تفاوتش حتی در طلوع آفتاب و آغازش آشکار.در آدینه انتظار،ایران زودتر از هر روز بیدار شد و خورشید نه از شرق،که از جای جای این سرزمین به ایرانیان سلام گفت و صبح به خیر.عطر همدلی و ایرانی بودن در دوازدهمین جمعه بهار،بهاری تر از هر جمعه فضای کوی و برزن این دیار را معطر ساخت و عرق دینی و ملی مردم نمایان تر شد.جمعه بود و تعطیل اما پرکارتر از هر روز، کار و محل کار همه یکی بود و مهم آمدن بود تا بار وظیفه و مسئولیت بر زمین گذارند و بسپارند امانتشان را به دست امینان.
     دیروز،شاغل و بیکار،بازنشسته و از کارافتاده،استاد و دانشجو،زن و مرد،پیر و جوان را سبقتی بود بر ادای تکلیف و مهر تاییدی بر تداوم پیمودن آرمان ها و آرزوهای انقلابی و ملی.۲۲خرداد،روز سخن گفتن دل ها،حرف زدن قدم ها،فریاد انگشتان و معنای حضور بود.دیروز آغشته شدن انگشتان سبابه به جوهر برای هر فردی افتخار بود،خواه بی سواد و خواه باسواد.آری،آدینه ای به یاد ماندنی با حضوری پرشور و حماسه ای با درایت و تدبیر به دست پرتوان ایرانیان رقم خورد تا دهمین منتخب مردم برای اداره دولت مشخص شود. گرچه ملت، بافهم و شعور خود این رخداد را تاریخی و ماندگار ساخت اما اینک هم او و هم منتخبش در آستانه آزمایش و آزمونی دیگر،قرار دارند.
     آزمونی سخت و حساس که گذر از آن، نیازمند هوشمندی همیشگی و هوشیاری و بیداری دائمی است. دیروز، هر کس وظیفه اش را بدون در نظر گرفتن نتیجه به اتمام رساند و اکنون نیز باید نتیجه را بدون تعصب و سلیقه پذیرا باشد.بی شک،کاندیدای حائز بالاترین رأی،منتخب همه نیست اما باید قبول کرد رئیس جمهور منتخبی است که من،تو و همه باید او را بپذیریم.در مقابل،او نیز منتخب همه نیست اما باید خود را نماینده ملتی بداند که بدو اعتماد کردند و زین پس، ۷۰ و اندی میلیون جمعیت کشور چشم و نگاهشان به اوست و اوست که باید به مشکلات، خواسته ها، انتظارات و دردهای آن ها رسیدگی کند.
     باشد که مردم هوشیار ایران اسلامی با درایت و هوشمندی همیشگی خود،از این آزمون نیز سربلند بیرون آیند و بدون توجه به هیاهو و جنجال های دشمنان قسم خورده که از هیچ مجال و فرصتی برای بهره مندی و دستیابی به نیات و آمال پلیدشان نمی گذرند این مقطع را با صلابت بگذرانند و دگر بار،یاس و ناامیدی را برای بیگانگان،نابخردان و بدخواهان رقم زنند.از امروز،راه و هدف همه که همان رسیدن به ایرانی آباد و آزاد است طی خواهد شد و منتخب مردم باید خود را برای انجام وعده ها،وظایف محوله و تلاش در نیل به اهداف اسلامی،ایرانی و انسانی آماده سازد.

روزنامه خراسان،صفحه ۶ ايران،شماره سريال ۱۷۲۸۶،تاريخ انتشار ۲۳/۳/۸۸
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 17:47  توسط مجتبی نوریان  | 

     قلب ها برای خلق حماسه ای دیگر تپیدن گرفته است و ایرانیان برای حضوری متفاوت و مقتدرتر از همیشه لحظه شماری می کنند.ایران،پس از روزها و هفته ها شور و نشاط،امروز سکوت می کند تا فردا روزش،خروش همیشگی خود را بار دیگر به نمایش گذارد.حضوری که تعیین رئیس دهمین دولت جمهوری اسلامی ایران را رقم خواهد زد و مردم می روند تا با فکر،اندیشه،دقت و در نهایت انتخاب بهترین،زمام ۴ سال امور کشورشان را به دستش بسپارند و از آن پس شاهد آن چه باشند که وعده داد و آن چه که از او خواسته و مطالبه کرده اند.آری،ایران اسلامی و ایرانیان غیور،فردا جهان رابه رنگ جوهر انگشتانشان،انگشت به دهان خواهند کرد و ۴۶ میلیون واجد شرایط در دوازدهمین جمعه سال ۸۸،سی امین حضور را برای دهمین انتخاب رئیس جمهور رقم می زنند تا بگویند هستند و این بودن را با حضور در حماسه ای دیگر ثابت کنند.حماسه ای که زمانی به دفاع از میهن اسلامی در مقابل بعثیان انجامید،همه بودند و حضور داشتند و در مقاطعی ۳۰ گانه به انتخابات مختلف منجر شد و همه ایرانیان به دور از قومیت و مذهب به میدان آمدند تا سرود وحدت و یکپارچگی سر دهند.اینک،عقربه های ساعت برای رسیدن به ۲۲ خرداد به تکاپو افتاده است و حماسه آفرینان همیشگی ایران اسلامی،چشم به راه طلوع خورشید روز موعودند.روزی که دگربار آن چه از ارادت و وفاداری،مهر و محبت،دوستی و مودت در دل دارند بر صفحه سفید کاغذ می نگارند و آن را به دست امانت داران خود می سپارند.امروز جنوبی های خون گرم،باختری های غیور،شرق نشینان سخت کوش، مرکزنشینان و شمالی های همیشه در صحنه و پیشاپیش آن ها،نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری،پس از روزها تبلیغات،مباحثه،مناظره و... به نشانه قانون گرایی سکوت می کنند تا با آرامشی خاص،فردا را چون دیروزهای گذشته جاودان و ماندگار سازند.

روزنامه خراسان،صفحه ۶ ايران،شماره سريال ۱۷۲۸۵،تاريخ انتشار۲۱/۳/۸۸

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 9:32  توسط مجتبی نوریان  | 

     طنین نافله هایش هنوز هم در کوچه پس کوچه های شهر به گوش می رسد.عطر عصمتش فضا را معطر می سازد و مظلومیتش،هر دلی را منقلب.صدای غلتیدن دانه های تسبیح در دستان او که شب هنگام در پی هر تسبیحی،قطرات اشک را به دور از چشمان بسته امتی ناشکر،از دل شکسته تا دیدگان و سپس در مسیر گونه ها میهمان و همراه می سازد و بغضی که در گلو می ماند تا نترکیدنش،نااهلان را ناامید و ناخشنود کند.
     زمزمه هایش دعایی برای خلق بود و خلایق،تا «الجار» مقدم شود بر «الدار».در این میان تنها دعایش در حق خود که کاش هرگز روا نمی شد،نفرینی بود بر امت جاهل و اجابتش همان،مرگی زودهنگام بود و وصالی پرشوق برای دیدار پدر.
     چه پردرد و غریبانه همه را جز اهل منزل نامحرم خواند تا مشایعت پیکرش،به دور از چشمان بیگانگان باشد و آرامگاهش بی نام و نشان!قرن ها گذشته است و امروز،برکت وجودش بر همگان آشکار و امروزیان،غمگین و داغدار از آن چه با او شد و آن چه او به رو نیاورد.کاش بود یا همزمان بودیم با او تا به یمن درک حضور و وجودش آنچه می شدیم که می خواست و رضای خدا بود اما اینک در نبودش افسوس مان را به شفاعتی دلخوشیم در روز محشر.
     هنوز درختان راست قامت را تاب تحمل شرم برخورد تخته ای از جنس خود با قامت نحیف و رنجور او نیست.تخته ای که دری شده بود برای حفاظت از حریم امامت و حجابی بر نامحرمان اما وسیله ای شد تا پهلویش به کین میخ دشمنان و نابخردان شکافته شود.دل رنجور و قامت خمیده ای که در کمتر از ۲دهه حیات،به کبودی تازیانه منحرفان منقش شد،تا نقشی از سیاه دلی سنگ دلان و عداوت آشکارگونه دشمنان برجای ماند.
     کاش پدر نمی رفت یا زودتر از دختر،تن به هجرت نمی داد.کاش بود تا دوست نماها را می دید و بیشتر می شناخت.کاش می ماند و اگر می خواست برود زهرا نیز با او هم سفر می شد.اما چه آرام می شود امشب.شبی که دگر بار ملک الموت شرم انجام وظیفه دارد.فرشته ای که حرمت فاطمه(س)او را از ورود به منزل پیامبر و قبض روح نبی(ص)بازداشت اینک باید بر بالین زهرا(س)حاضر شود،حال آن که دختر پیامبر(ص)را دعا و شتابی است بر رفتن و حال وقت اجابت است از سوی خدا.
     آری،چه آرام می شود امشب با وداع دنیای خاکی و شوق وصال پدر و به اوج می رسد این شادمانی آن هنگام که دستان نبی(ص)ازخاک برمی آید و او چون مروارید،از علی(ع) به پدر تحویل می شود تا در کنار نبی و آغوش او جای و آرام گیرد.
     و چنین است که راحت می شود و عروج می کند تا در منزلگاه موعود اتراق کند و در این میان چه ناامید آنانی که نمی خواستند نسلی از محمد(ص)باقی ماند حال آن که نایبان نبوت در قامت امامت از او برجای ماندند تا فاطمه(س) مصداقی باشد بر «انا اعطیناک الکوثر،فصل لربک وانحر،ان شانئک هوالابتر».

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 14:27  توسط مجتبی نوریان  | 

     سفرهای استانی و برگزاری جلسات هیئت دولت در استان ها را می توان از جمله ابتکارات دولت نهم دانست که در کمتر از ۴ سال فعالیت آن اتفاق افتاد و نتیجه اش انجام ۶۰ سفر و ۱۲ هزار مصوبه بود.حضور رئیس قوه مجریه و وزیران در مراکز شهرستان های کشور که طی دور اول سفرهای استانی هیئت دولت اتفاق افتاد، حکایت از توجه خاص مسئولان نظام و علاقه مندی به درک و لمس واقعی مشکلات مردم دارد تا بتوانند به پشتوانه آن و با آشنایی بیشتر با خواسته ها و نیازهای مردم،حل و فصل آن ها را سرلوحه کار خود قرار دهند.
     بی شک این فرصت در دولت نهم فراهم شد و دولت‌مردان در جریان دور اول سفرهای استانی، یکایک شهرستان ها را مقصد قرار دادند تا بتوانند تصمیماتی بر اساس نیاز و خواسته های هر منطقه اتخاذ کنند و نتیجه آن مصوباتی بود که به گفته معاون اول رئیس جمهور تعدادشان به ۱۲ هزار مورد رسید.مردم کشورمان نیز در این رهگذر از حضور رئیس جمهور و اعضای کابینه اش در جمع خود و نزدیکی و صمیمیت حاصل از آن شعفی مضاعف داشتند و فرصتی برای بیان دغدغه ها یافتند که آن را می توان نقطه امید و قوتی دانست که تا حدود زیادی محقق شد.
     دور دوم سفرهای استانی هیئت دولت نیز در حالی شروع شد که با توجه به فاصله نه چندان طولانی آن با دور قبل،اجرای برخی مصوبات هنوز بر روی کاغذ مانده و تعدادی نیز روند اجرایی به خود گرفته بود.بنابر این آن چه در کنار پرداختن به موارد و تصمیمات جدید،ضرورت داشت سرعت بخشیدن به مصوبات دور اول سفرهای استانی و رفع موانع آن دسته از طرح هایی بود که در زمان تصویب،پیش بینی نمی شد یا با نگاهی خوش بینانه به آن ها نگریسته شده بود.
     گرچه در این میان ارائه راهکار توسط کارشناسان،مسئولان استان ها و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی با نگاه ویژه دولت برای رفع موانع و عملی شدن اجرای چنین طرح هایی ممزوج شد اما پی گیری و پرداختن به آن ها باید به عنوان مقوله ای مهم در اجرایی شدن مصوبات تداوم داشته باشد.اما در این میان آن چه مورد بحث و حتی دغدغه بسیاری از کارشناسان و مردم است لزوم پی گیری مصوبات هیئت دولت در مناطق مختلف کشور است که به منظور تسریع در پیشرفت هر استان و رفع مشکلات موجود صورت گرفت و باعث شد توقع و امید مردم برای سرعت بخشیدن به کارها، ارائه خدمات بیشتر و از همه مهمتر،نظارت بر اجرای دقیق طرح ها،پیشنهادها و مصوبات این سفرها افزایش یابد.
     بی شک از این پس مردم چشم انتظار هستند تا همان گونه که اجرایی شدن بسیاری از تصمیماتی که در کوتاه مدت قابلیت انجام داشت را شاهد بودند، اجرا و اتمام آن دسته از طرح های بزرگ و زیربنایی که تصویری از آن ها را در اذهان خود ترسیم کرده اند را نیز ببینند و از طرفی این،یعنی همان گفته رئیس جمهور که «تصویب طرح،فقط 5 درصد کار است و 95 درصد آن مربوط به بعد از تصویب است که باید توسط مدیران به عنوان موتور محرک دولت در استان ها اجرا شود.»

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 10:21  توسط مجتبی نوریان  | 

     بعد از ماه ها صحبت و حرف و حدیث برای راه اندازی دفتر سرپرستی روزنامه خراسان در گلستان،هفته گذشته فرصتی حاصل شد برای سفر به این استان شمالی کشور.در برنامه های کاری موسسه،ایجاد دفاتر سرپرستی در سیستان و بلوچستان و گلستان مصوب شده بود که دفتر زاهدان در پاییز گذشته راه اندازی شد و دفتر گلستان موکل شد به امسال.

     توی این سفر،معاونان امور شهرستان ها و امور مالی روزنامه برای تعیین سرپرست و تهیه مکان و تجهیز دفتر،مامور بودند و اینجانب نیز در معیتشان برای شناسایی استعدادهای منطقه و تهیه اخبار و گزارشاتی از اون استان همراه شدم.سفر خوب و تجربه ای جدید بود و حال و هوای راه اندازی دفاتر خراسان های جنوبی و شمالی که در سال ۸۳ اتفاق افتاد رو برام تداعی کرد.کاری که باید از صفر شروع بشه و به همت نیروهایی که مشغول به کار خواهند شد رونق بگیره.

     در کنار بحث دفتر گلستان،سری هم به ساری زدیم تا امکانات و موقعیت فردی که متقاضی راه اندازی دفتر سرپرستی در مازندران بود رو بررسی کنیم و به نوعی،قدم اول برای ایجاد چنین دفتری در اون استان هم برداشته بشه.ماموریت انجام این کار حدود ۶ روز به طول انجامید و با شناسایی و تعیین سرپرست،پیش بینی می کنم دفتر گلستان،اول خرداد ماه راه اندازی شه.پیشاپیش این توفیق رو به همکاران جدیدم در اون استان تبریک می گم. 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:2  توسط مجتبی نوریان  | 

      امروز من رو یاد ۳ سال پیش می ندازه.دورانی که در مسئولیت سرپرستی روزنامه خراسان در خراسان جنوبی تصمیم ورود به عرصه مجازی گرفتم و منجر شد به تولد یادنوشته ها (البته با نام خبرنگار ).تقارن اون روز با ورودم به عرصه خبرنگاری هم زمان بود و به نوعی امروز،یاد نوشته ها می شه ۳ ساله و دوران خبرنگاریم ۱۳ ساله.

     همیشه از این روز به هدیه خدا یاد می کنم،هدیه خدا قلمی بود که در دستم نهاد و این توفیق تا حال تداوم داشته و امیدوارم هیچ وقت،هدیه اش رو ازم نگیره.گرچه در جمع دوستان اهل قلمی که بیشتر خوانندگان این وبلاگ رو تشکیل می دن نباید خودم رو خبرنگار جا بزنم ولی مفتخرم که هنوز در محضر خیلی هاشون شاگردم.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:3  توسط مجتبی نوریان  | 

     امروز،همکار گروهمون رو افسرده دیدم به گونه ای که اصلا دل و دماغ کار نداشت.عکس هایی رو آورده بود و مدام،متن هایی می نوشت و بعد از تفکری،انگار که نوشته هاش دلچسبش نباشه دوباره شروع به نگارش مطلبی دیگه می کرد.

     علت بی قراریش،ناامیدی پزشکان از درمان دوستش بود که۲روز قبل توی تصادفی دچار مرگ مغزی شد و امروز قراره اعضاش رو برای پیوند به بیماران بردارن.به عکس خیره شدم و بازی روزگار که چنین جوون ۲۱ ساله رشیدی رو  به کام مرگ کشوند!

     بعد از ظهر،خبر برداشت اعضای یوسف رو شنیدم و آگهی مراسم تشییعش که برای چاپ فردا آماده می شد.در پی اقدام خیر خواهانه خونواده یوسف برای اهدای اعضای فرزندشون،همکارانم خبرش رو  برای درج در صفحه ۱۳ فردا آماده کردن.

     آهی کشیدم اما امیدوار بودم که اعضاش در وجود ۵ یوسف دیگه به کار می افته تا چشمانی بینا و دردمندانی از رنج دیالیز،رها بشن.قلبش نیز توی سینه ای خواهد تپید تا زین پس مادر،عشق به یوسف رو در ۵ فرزند حیات یافته اش بجوید و ...یادش گرامی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 21:32  توسط مجتبی نوریان  |