تبليغاتX
یاد نوشته ها

     پس از ماه ها درخواست ، اصرار و حتی مکاتبه ، بالاخره مسوول تحریریه دفتر خراسان جنوبی رسما معرفی شد.

     حدود ۱۹ ماه بود که علاوه بر سرپرستی دفتر روزنامه خراسان در خراسان جنوبی مسئولیت تحریریه آن رانیز بر عهده داشتم.

     از آنجا که این دفتر نوپا بود و تازه در آستانه سال دوم خود قرار دارد در کنار راه اندازی آن مسئولیت سخت تحریریه دفتر ، فشاری مضاعف بر من وارد کرد.

     وقتی تصور می کنم چگونه در شبانه روز ۱۸ تا ۲۰ ساعت به صورت مداوم و مستمر کار می کردم اولا باورم نمی شود و بعد از آن تنم می لرزد.

     خوشبختانه در جلسه اخیر سرپرستان دفاتر استانهای خراسان جنوبی و شمالی که ۲۰ فروردین ماه ۸۵ با حضور مدیر مسوول سردبیر ، معاون شهرستانها و معاون سردبیر روزنامه در مشهد برگزار شد با تعیین مسوول تحریریه دفتر ، یکی از همکاران مشهد که تازگی به بیرجند منتقل شده است در این مسئولیت آغاز به کار کرد.  

     با تاخیزی حدودا یک ماهه ، روز گذشته جلسه معارفه مسوول تحریریه دفتر با حضور مدیر مسوول و یکی از معاونان سردبیر برگزار گردید و آقای احمد حیدری رسما در این سمت مشغول فعالیت شد.                                               ( عکس بالا : مرتضوی ـ استاندار خراسان جنوبی ) 

     این مراسم به رغم اینکه بدون برنامه ریزی قبلی و تشریفات خاص برگزار شد به خوبی انجام یافت. یکی از محاسن آن را می توان حضور خبرنگاران دفتر در دیگر شهرهای استان همراه با خبرنگاران بیرجند و از همه مهمتر آشنایی بیشتر آنان با یکدیگر ذکر کرد.

     سید صولت مرتضوی استاندار خراسان جنوبی ، جمعی از مدیران استانداری و مریدی سرپرست معاونت فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هم از جمله میهمانانی بودند که در این جلسه شرکت کردند.

     استاندار خراسان جنوبی از آنجا که خود فردی مطبوعاتی است و مدیر مسوولی روزنامه حمایت را بر عهده دارد در خصوص نقش مطبوعات در جامعه و همچنین پیرامون ویژگیهای روزنامه خراسان سخن گفت.

     مرتضوی از خراسان به عنوان روزنامه ای یاد کرد که استقلال ، امانتداری و صداقت در بیان را به وفور می توان در آن یافت.

     کوروش شجاعی مدیر مسوول روزنامه خراسان هم در این جلسه از انتشار روزانه ویژه نامه های خراسان جنوبی در آینده نزذیک خبر داد.

     در حاشیه این مراسم ، جلساتی کاری نیز با مدیر مسوول و معاون سردبیر روزنامه برگزار شد و مسائل ، مشکلات و برنامه های پیش رو مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

     از امروز احساس می کنم بار و مسئولیتی سنگین از دوشم برداشته شده است و از این پس به عنوان سرپرست دفتر ، باید به اموری نظیر مسائل اداری ، اشتراک و آگهی بپردازم.

     البته در این بین گرچه دلم برای کار تحریریه تنگ می شود ولی سعی می کنم از نوشتن چه در روزنامه و چه در وبلاگ باز نمانم.

     گفتنی است در حال حاضر ۲۷۲ شماره از ویژه نامه خراسان جنوبی منتشر شده است که مسئولیت تحریریه ۲۲۰ شماره آن ( از شماره ۳۷ تا ۲۵۷ ) را عهده دار بوده و از زمان انتشار هفدهمین شماره ویژه نامه خراسان جنوبی (۱۱/۵/۸۳ ) به عنوان سرپرست این دفتر در بیرجند مشغول فعالیت شدم.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 20:59  توسط مجتبی نوریان  | 

   این روزها مدیر مسوول روزنامه خراسان و یکی از معاونان سردبیر ، میهمان دفتر سرپرستی این روزنامه در خراسان جنوبی هستند.

     آقای کوروش شجاعی اولین دفعه ای است که پس از مدیر مسوولیش به بیرجند سفر می کند.

     او قبل از این ، معاونت سردبیری و پیش از آن دبیری صفحه علمی و فرهنگی روزنامه خراسان را بر عهده داشت.

     آقای دوانلو هم که مسئولیت تحریریه دفاتر سرپرستی خراسانهـای جنوبـی و شمالـی را عهـده دارست او را همــراهــی می کند.دوانلو نیز پیش از این دبیری صفحات حوادث و شهرستانهای روزنامه را داشت.

     آنان هر دو از مدرسان روزنامه نگاری هستند و تاکنون در بسیاری از  کلاسهای مربوط به آموزش خبرنگاری و روزنامه نگاری  که در استانهای خراسان برگزار شده است تدریس داشته اند.

     آقایان شجاعی و دوانلو دو سال پیش (تیرماه ۸۳) یعنی ایام راه اندازی این دفتر ، برای آموزش خبرنگاران افتخاری که متقاضی همکاری با خراسان بودند کلاسهایی را در بیرجند برگزار کردند.آنان با توجه به شناخت قبلی و حتی گزینش برخی از خبرنگاران فعلی دفتر ، با مجموعه ناآشنا نیستند.

     سفر این بزرگواران بمنظور دیدار با خبرنگاران روزنامه در این استان و همچنین معارفه مسوول تحریریه دفتر است.

     در نوشته بعدی گزارشی از حضور این عزیزان و دستاوردهای سفرشان خواهم داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 22:55  توسط مجتبی نوریان  | 

    

     نمایشگاه مطبوعات امسال هم تمام شد اما جا دارد به بر و بچه های روزنامه خراسان که الحق والانصاف خوش درخشیدند و اتفاقا صاحب عنوان هم شدند تبریک و خسته نباشید بگم.

     هفته گذشته وقتی برای بازدید از نمایشگاه مطبوعات به تهران رفته بودم خیلی دوست داشتم سریعتر به غرفه خراسان برسم تا با تبلیغات و مطالبی که از روزها قبل در صفحات این روزنامه خوانده بودم کارها و زحمات دوستان و همکارانم را از نزدیک مشاهده کنم.

     واقعا امسال گل کاشته بودند.غرفه ای بزرگ با غرفه آرایی نسبتا زیبا. استفاده از رنگها و طرحهای قدیمی سبب شده بود به نوعی سابقه بیش از نیم قرنی روزنامه خراسان و حال و هوای این قدمت به بازدید کننده القا شود.

     در یک لحظه به سالهای قبل برگشتم.غرفه ای که با چند متر چتایی و یک تابلو (شناسنامه روزنامه) و نهایتا دو سه جلد آرشیوهای قبل و تعدادی روزنامه های روز در نمایشگاه حاضر می شد ، همین و بس.

     تازه بعد از سالها سراسری شدن خراسان ، امسال خیلی ها در نمایشگاه متوجه شدند که این روزنامه کشوری است و مختص مشهد و خراسان نیست.    

     یکی از ابتکارات عزیزان در ایام نمایشگاه ، اختصاص دو ماه اشتراک رایگان برای تمامی متقاضیان بود که این حرکت هم به نوبه خود برای شناساندن نشریه ای که از محلی به سراسری تغییر رویه داده است اقدامی مثبت بود و بی شک می تواند در صورت ارضای خواننده او را به مشترکان دائم این روزنامه تبدیل کند.

     در مجموع خراسان امسال بسیار متفاوت تر از گذشته وارد شد و در نهایت به مدد تلاشهایش ،  همراه نشریاتی چون ایران ، شرق ، کیهان و همشهری به عنوان پنج نشریه برتر ، صاحب لوح تقدیر سیزدهمین نمایشگاه مطبوعات کشور شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 13:33  توسط مجتبی نوریان  | 

    

       بالاخره سیزدهمین نمایشگاه مطبوعات کشور پس از ۸ رزوز برپایی ، روز جمعه به پایان رسید.

      در نمایشگاه اخیر نیز نگاه به مطبوعات محلی همچون سال گذشته چندان قوی نبود و گویا در دولت جدید هم تصمیمی برای بهبود این روند نیست.

     غرفه های کوچک ، امکانات کم و از همه مهمتر حضور کمرنگ صاحبان این نشریات به عنوان متولیان امر از جمله کاستیهای نمایشگاه سیزدهم در بخش مطبوعات محلی بود.

     تعدادی از ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و خانه های مطبوعات استانها با آنچه داشته بودند وارد عمل شده و حتی از تبلیغ سوغات دیار خود نیز غافل نشده بودند اما متاسفانه برخی دیگر از استانها گویا فقط برای ارائه بیلان کار ، پای در عرصه نمایشگاه گذاشته بودند و بس.

     در این بین از خراسان بزرگ انتظاراتی بس فراتر می رفت تا تواناییها و قابلیتهای خود را با قدرت و عینیت به عموم و به ویژه اصحاب مطبوعات عرضه کند اما متاسفانه سه استان خراسان نتوانستند این انتظارات را به نحو مطلوبی برآورده ساخته و بازدیدکنندگان ، بویژه هم استانیهای خود را لحظاتی در دیار غربت به حال و هوای دیارشان ببرند. 

     از خراسان شمالی امسال هم چون سال گذشته خبری نبود و جایش در بین دیگر استانها خالی بود. این استان با توجه به تازه تاسیس بودن و این که دومین سال استقلالش را پشت سر می گذارد باید از هر فرصتی استفاده کند تا علاوه بر کسب تجربیات ، به نوعی معرف استان سرسبزش باشد.در این بین نمایشگاه مطبوعات ، بهترین فرصت برای شناساندن توانمندیهای مطبوعاتی این استان بود که متاسفانه متولیان امر به راحتی از کنار آن گذشتند.

     البته از عدم حضور خراسان شمالی در این دو سال چنین استنباط می شود که این استان به رغم توفیق در مسائل اقتصادی ، نتوانسته است در عرصه مطبوعات رشد همگونی را داشته باشد اما آنچه که لااقل برای ما پیداست وجود و یژه نامه های خراسان شمالی است که به ابتکار روزنامه خراسان در آن استان منتشر می شود و از طرفی نشریاتی مثل نسیم بجنورد و ... هم محلی از اعراب دارند.در عین حال منتظر حضور خراسان شمالی در نمایشگاههای آتی هستیم.

     اما خراسان جنوبی نیز با آنچه که داشت وارد عرصه نشد.گویا نمایشگاه مطبوعات هم محل نمایش تعصباتی بود که البته می توانست به صورت منطقی با بهرمندی و عرضه داشته ها این استان نوپا را فرهنگی تر و تواناتر از آنچه در آنجا دیده می شد در اذهان معرفی کند.

     خراسان جنو بی فقط با ارائه دو روزنامه و چند نشریه محلی در نمایشگاه حضور یافت در حالی که می توانست با ضمایمی که برخی نشریات کشوری از جمله روزنامه خراسان به مدد اطلاع رسانی منطقه شتافته اند قدرتی دیگر از این استان را به نمایش گذارد اما گویا باز هم همان تعصبات به نظر غیر منطقی و استفاده از شورایی یک دست و یکنواخت در عرصه های تصمیم گیری امور مطبوعات استان ، این حرکت را رهنمون شد و نتیجه آن شد که خراسان جنوبی در غرفه ای شاید به مساحت ۴ متر مربع پذیرای بازدیدکنندگان باشد.

      غرفه خراسان رضوی هم محلی برای عرضه نمونه ای از نشریات محلی بود که به هیچ وجه گویای قابلیتهای مطبوعاتی خراسان رضوی نبود.

     این استان با دهها نشریه محلی و دو روزنامه سراسری که مدعی پر تعدادترین نشریات پس از تهران است می توانست با برگزاری نشستهایی ویژه ، دعوت از اساتید و اهل فن ، حضور مستمر صاحبان نشریات و ... به نوعی خود را از خمودی و سکون بیرون آورده تا الگویی برای دیگر استانها باشد ولی متاسفانه این غرفه نیز همانند بسیاری دیگر از غرفه های استانی در غربت به سر برد تا ایام برپایی نمایشگاه را سپری کند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 20:30  توسط مجتبی نوریان  | 

     کار توزیع هدیه رئیس جمهور سابق به خبرنگاران رو به اتمام است و با پرداخت مانده آن در برخی استانها به پایان می رسد.

     وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حاشیه مراسم افتتاحیه سیزدهمین نمایشگاه مطبوعات کشور در جمع خبرنگاران رسانه ها گفته بود تلاش کردیم تا این پول (هدیه خاتمی) را درست توزیع کنیم.

     به گفته وی در صورت تقسیم این مبلغ یا همان ۳۰۰ هزار تومان ، هدیه مذکور به کمتر از ۲ هزار نفر اختصاص می یابد.

     بد نیست آقای وزیر بدانند مبلغ ۳۰۰ هزار تومان هدیه دولت ، زمانی معنا داشت که قرار بود این رقم به عنوان هدیه خرید لپ تاپ به خبرنگاران متقاضی تعلق گیرد اما حال که شکل پرداخت آن از یارانه خرید به نقدی تغییر کرده است چرا باز هم باید بر رقم مذکور اصرار داشت؟

     نگارنده بر هر دو روش توزیع هدیه ، چه تصمیمی که دولت قبلی مصمم بر اجرای آن بود و چه روش اخیری که در دولت نهم انجام شد ایرادی اساسی دارد.

     در روش اول که قرار بود هدیه مذکور به متقاضیان خرید لپ تاپ تعلق گیرد تنها خبرنگارانی در ردیف قرار می گرفتند که قدرت پرداخت مبلغ ۶۰۰ هزار تومان اولیه را داشتند لذا عده ای که از وضعیت مالی مناسب تری برخوردار نبودند از این هدیه محروم می ماندند. 

     در روش اخیر نیز که مبلغ ۳۰۰ هزار تومان به صورت مستقیم به خبرنگاران پرداخت شد حسب ادعای آقای وزیر این هدیه تنها به کمتر از ۲ هزار نفر از خبرنگاران تعلق گرفت و عده زیادی از آن بی نصیب ماندند.

      سئوال اینجاست که آیا واقعا روشی مناسب تر و فراگیرتر برای توزیع این هدیه وجود نداشت؟ آیا نمی شد با کاهش این مبلغ ، تمام خبرنگاران را مشمول استفاده از هدیه رئیس جمهور قرار داد؟ به عنوان مثال با پرداخت ۲۰۰ هزار تومان ، یک و نیم برابر خبرنگاران اخیر و یا پرداخت ۱۵۰ هزار تومان ، دو برابر خبرنگاران از هدیه دولت بهرمند می شدند.

     شاید هم مناسب ترین راه تقسیم ،خرید ملزومات کاری برای خبرنگاران بود که علاوه بر توزیع عادلانه ، فلسفه هدیه بودن آن نیز عینیت بیشتری می یافت.

     حال که کار توزیع به پایان رسیده است و تغییر در اجرای آن میسر نیست به نظر می رسد دولت جدید هم می تواند با ابتکاری که آقای خاتمی در کمک به خبرنگاران به خرج داد با روشی مشابه ، خبرنگاران بی نصیب از این هدیه را مشمول مساعدت قرار دهد تا عدالت در پرداخت آن به اکمال رسد.           

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:25  توسط مجتبی نوریان  | 

     سیزدهمین نمایشگاه مطبوعات کشور ، پنج شنبه گذشته با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در تهران گشایش یافت.

     به رغم علاقه و اشتیاقی که برای شرکت در این نمایشگاه داشتم متاسفانه توفیق حاصل نشد لذا اخبار آن را از طریق جراید دنبال کردم.

     گویا امسال روزنامه ما (خراسان) با قدرت و قوت بیشتری پا در عرصه گذاشته است که می توان تغییر مدیریت و همچنین انگیزه بیشتر به شناساندن این روزنامه را از دلایل آن دانست.

     به یاد دارم سال گذشته در ماموریتی که بمنظور بازدید از نمایشگاه دوازدهم داشتم مهندس احدیان سردبیر روزنامه (قائم مقام فعلی موسسه فرهنگی هنری خراسان و سردبیر روزنامه) از نحوه حضور خراسان انتقاد داشت و می گفت باید در سالهای بعد به شکلی متفاوت و قوی حضور یابیم.

     اولین ایراد وارده غرفه ای بود که به خراسان داداه بودند.با توجه به اینکه موسسه فرهنگی هنری خراسان صاحب امتیازی این روزنامه را بر عهده دارد (همانند موسسات اطلاعات ، کیهان و ...) به نشریات اینچنینی غرفه ای وسیع تعلق گرفته بود در صورتی که خراسان همچون بسیاری دیگر از نشریات ، تک غرفه ای بود.

     از طرفی نحوه غرفه آرایی ، دعوت از مسئولان ارشد کشوری ، شخصیتها و ... نیز چندان مطلوب نبود که ظاهرا در نمایشگاه اخیر به این مقوله ها توجه جدی شده به نحوی که غرفه روزنامه خراسان در هر روز شاهد حضور چندین مسئول و چهره های مطرح است.

     این اقدام و خیز را به فال نیک گرفته،چرا که معتقدیم روزنامه خراسان با سابقه ای پنجاه و هشت ساله به عنوان سومین روزنامه قدیمی کشور (بعد از اطلاعات و کیهان) باید جایگاهی بس رفیعتر در عرصه مطبوعات کشور داشته باشد.

     امیدوارم برای من نیز در ایام باقیمانده فرصتی حاصل شود تا همچون سالهای گذشته با حضور در نمایشگاه و تبادل نظر با همکاران مطبوعاتی و بویژه در کنار نشریات مطرح و صاحب جایگاه بر تجربیات اندک خود بیفزایم.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:11  توسط مجتبی نوریان  | 

   

      ((دانشجویان و دانش آموزان عزیز از این پس نگران نمره نباشید.پایان نامه و پروژه های تحصیلی خود را به ما بسپارید.سفارش تلفنی پذیرفته می شود.تلفن ...))

      تعجب نکنید این متن  اطلاعیه ای است که در صفحات یکی از روزنامه ها به چاپ رسیده است!

     بسیار جای تعجب و البته قابل تامل است.چه بسا ممکن است افرادی بمنظور پروژه یا فارغ التحصیلی خود ، تحقیق و پایان نامه ای را خریده و یا انجام آن را به فردی دیگر واگذار  کرده باشند ولی دیگر اعلام آن به این صراحت باعث شرمندگی است.

     چه خوبست عموم جامعه و بویژه معلمان و اساتید محترم و حتی دانشجویان و دانش پژوهان در مقابل چنین حرکتهایی واکنش نشان داده تا مقوله تعلیم و تعلم ، آنهم در سطوح عالیه اینگونه بی ارزش تلقی نشود.

     از طرفی تصور کنید اگر چنین اطلاعیه هایی به دست محققان و اندیشمندان دیگر کشورهای جهان برسد که البته در عرصه ارتباطات ، امری محال نیست چه برداشتی نسبت به جامعه علمی و دانشجویی و مدارک کارشناسان ، متفکران و افراد تحصیلکرده ما خواهند داشت؟ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:42  توسط مجتبی نوریان  | 

     با یاد خدا و صلوات بر محمد و آل محمد (ص)٬نخستین دست نوشته خود را تقدیم می کنم.مصمم برغم مشغله های کاری٬ هر از چند گاهی متنی را به رشته تحریر در آورم اما بر استفاده از مطالب دوستان مقیدتر هستم.

     در این بین به راهنماییها٬ ارشادات و حمایتهای سروران گرامی سخت نیازمند بوده و به تبادل افکار در فضایی مناسب امیدوار و خوشبینم.  

     بر خود لازم می دانم آغاز هفته معلم را به محضر تمامی معلمان٬اساتید و عزیزانی که آموخته های خود را مدیون آنان هستم تبریک عرض نمایم.

 

روزی که خدا قلم را به من هدیه کرد

     امروز دهمین سالگردی است که خداوند متعال در کنار الطاف بی پایانش٬ قلم را نیز به من هدیه کرد.

     دوازدهم اردیبهشت سال ۱۳۷۵رامی گویم. روزی که کار پر مسئولیت و حساس خبرنگاری را آغاز کردم.

     ۱۰ سال به عقب بر می گردم.زمانی که برای اولین بار پای بر مکانی نهادم که همواره آرزوی حضور در آن را داشتم.

     روزنامـه خراسـان را می گویم. روزی که پله های راهروی باریک ساختمان قدیمی امور شهرستانها را با تردید از اینکه آیا به آرزوی دیرینه ام خواهم رسید یا نه بالا می رفتم.

      اذعان می دارم فصلی مهم از زندگیم در همین ساختمان قدیمی با سقف شیروانی٬درهای چوبی و کف پوشی از موزائیک های دو رنگ رقم خورد.

     در آستانه ورودی در ٬ نفسهایم به شماره افتاده بود و قلبم به شدت می زد اما دلم در پشت لباس تیره ای که در آستانه چهلمین روز درگذشت مادربزرگم پوشیده بودم برای رسیدن به این علاقه روشن بود.

     این آرزو دقایقی بعد با تایید مسئول امور شهرستانها و صدور حکمی به عنوان خبرنگار کاشمر تحقق یافت و ذوق و شوقی سراسر وجودم را فرا گرفت.

     این شوق دیری نپایید که به دغدغه ای بدل گشت.بار سنگینی را بر دوش خود احساس کردم.باری که نمی دانستم می توانم آن را به سر منزل مقصود رسانم یا نه!

     روزها را در این فکر و اندیشه به سر بردم.واقعا کاری سخت و پر مسئولیت را پذیرفته بودم.خدایا چه باید می کردم؟تنها امیدم ٬ یاری او بود.

     به ناگاه ذهن به سالها قبل برگشت.به روزهایی که در وادی کودکی تنها راه ارتباطم٬تکلمی نیم زبان بود.به زمانی که فرشته ای قلمی در دستم گذاشت و خطوط راست نقش بسته بر صفحه کاغذی سفید را نشانم داد. او به من گفت قلم را بر روی این خطوط حرکت ده و از آن خارج مشو.

     کودکی مانع درک واقعی معنای کلامش بود.مرتب از حرمت قلم یاد می کرد و آن را زبانی دیگر می دانست.

     جملات آن آموزگار را در ذهن مرور کردم و تازه معنای واقعی کلامش را فهمیدم.حرکت قلم بر روی خط راست ٬ حرمت قلم و ... معانی بود که افق و چارچوبی را برای انجام این رسالت خطیر برایم ترسیم کرد.

     با خود عهد بستم قلمی که به من هدیه شده ٬بدون انحراف و کجروی فقط و فقط در مسیر مستقیم به حرکت در آید و همواره بر حصول آن اهتمام ورزیدم.

     ۶ سال در شهرم خبر نوشتم ٬ گزارش نگاشتم و مشکلات را در حد بضاعت به رشته تحریر درآوردم.تمام سعی خود را نیز در شناساندن دیارم بکار بستم ٬حال چقدر در این وادی توفیق حاصل شد خدا داند و عزیزان همشهری.

     اما اکنون هم اگرچه سالهاست در کاشمر نیستم و افتخار حضور در دفتر مرکزی روزنامه خراسان در مشهد و سپس بعنوان سرپرست دفتر و خبرنگار کوچک این روزنامه در استان خراسان جنوبی را دارم لیکن همواره دلم برای دیارم کاشمر می تپد و خواهان سربلندی و افتخار آن هستم.

     در این بین از تمامی عزیزان٬دوستان٬همراهان و بویژه همکاران بزرگوار رسانه ها استدعا دارم بیش از پیش به رسالت خود متعهد بوده تا همه با هم در ساختن کاشمری آنچه که در خور و شایستگی آن است تلاش کنیم. 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 7:0  توسط مجتبی نوریان  | 

با سلام

ضمن تشکر از بازدید شما مطالب این وبلاگ را از فردا مطالعه کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:23  توسط مجتبی نوریان  |