سلام به دوستان
چند روزيه كه اومدم مشهد و در كنار تموم مشكلات خاص خودش، تازه دارم مزه نفس كشيدن رو مي چشم.
هنوز وضعيت كار جديدم در روزنامه مشخص نشده ولي فكر مي كنم امروز و فرداست كه تكليفم معلوم بشه.
جاي شما خالي شب جمعه رفته بودم حرم.نمي دونين پس از دو سال و اندي دور بودن از مشهد، اين زيارت چقدر بهم چسبيد.
فعلا من هم مثل اغلب شما منتظر عيد فطرم.پيشاپيش اين روز رو به همگي تبريك ميگم.
امروز همون روزي بود كه ماه ها منتظرش بودم. بعد از اين كه چند ایامی رو براي انتقال تجربيات به سرپرست جديد دفتر در بيرجند گذراندم همکار خوبم آقای جواد غفوریان جمعدار اموال موسسه براي اموال گرداني و تحويل و تحول در دفتر حاضر شد.
تمام ۱۱۶ قلم اموالی كه توي اين مدت 2 سال براي دفتر خريداري شده بود رو يكي يكي چك كرد و پس از موجود بودن ، با تنظیم صورتجلسه اي از گردنم ساقط شد.سپس اموال مذکور تحويل همكار جديدمان آقاي عبدالله هادي نيا سرپرست دفتر خراسان جنوبي شد.
به میمنت این اتفاق و آخرین لحظات حضور ، امشب را به اتفاق ۴-۳ نفر از دوستان گذرانديم و روزه را با هم افطار کردیم .
فکر می کنم عمده وقت فردا صبحم به خداحافظی از همکاران ، همسایگان و افرادی بگذرد که به نوعی در این ۲ سال با آنها سلام و علیکی داشتم و این خواهد بود وداعی که با خاطرات تلخ بر جای مانده در ذهنم از این دیار پایان می یابد.
امیدوارم دوستان دفتر با عمل به نصایح برادرانه ای که در جلسه تودیعم به آنان داشتم دیگر زمینه ساز ظهور و بروز لحظاتی سخت و دشوار برای خود و دیگران نباشند.
اکنون این دفتر که با صرف وقت بسیار زیاد .از خود گذشتگی،حساسیت و دلسوزی بسان اسبی زین کرده است را تحویل دادم بر آن امیدم همان گونه که در مقابل وجدانم سربلند هستم رضای پروردگار هم حاصل شده باشد.
از حالا به بعد نفس راحتي مي كشم و به محل كار آينده ام كه از 3--2 روز آينده در مشهد آغاز مي شود مي انديشم و چون همیشه از خدا می خواهم در مسئوليت جديدي كه به من محول خواهد شد یاورم باشد.
حس غريبي دارم ولي در كنار آن از اين كه بيرجند را ترک می کنم حس خوشي به من دست مي دهد. الان تنها به مراسم شب های احيا در دیارم کاشمر مي انديشم و حال و هواي معنوی آن در باغمزار.
راستش چند سالي است كه نتوانستم بهره مناسبي از آن لیالی ببرم.انشاالله از فردا كه با خيالي راحت تر نسبت به ۲ سال گذشته در اين شب های سرنوشت ساز حاضر مي شم بتونم اونا رو بهتر از هميشه درك كنم.
دوستان و عزيزان سلام ، طاعات و عبادات قبول
مدت زياديست كه نيامدم.توفيق زيارت خانه دوست ، رويت گنبد سبز نبوي و نیایش در کنار قبور ائمه مظلوم بقیع آن چنان مرا مشعوف كرد كه روزهاست از استشمام بوي دنيا سيرم و از بازگشت به افكار و شیوه زندگي قبلي گریزان.
خواستم مدتي را در عالم خود سير و با شميم عطر آورده از سرزمين وحي روزگار سپري كنم اما گويا نمي شود.
اين دنيای فانی و تمايلات فريبنده آن ، چنان انسان را به سمت و سوي خود مي كشاند که با لحظه ای غفلت از وسوسه هايش در امان نخواهی ماند.
فكرم در طواف یار است و دستان نيازمندم دراز به درگاه آن بي نياز.
تجربه ۴ روز روزه داري در سرزمين وحي ، حلاوتي داشت كه ذره اي از آن را نمي توان در روزه هاي مشابهش در اين ديار يافت .
هنوز صداهاي اذان ، دعاهاي افطار و سحر و قرائت نمازهاي جماعتش در گوش مي پيچد و چون رويايي زود گذر برصفحه ذهن مرور مي شود.
دعا گوي تمامي دوستان و ياران بودم و از حضرت دوست ، توفيق زيارت هايي مجدد به اتفاق عزيزان مسئلت كردم.انشاالله نصيب تمامی مشتاقان شود.
از بذل عنايت و محبت دوستانی كه در بدرقه، ایام سفر و استقبال بزرگواري كردند تشكر كرده، اميد بتوانم جبران كنم.