تبليغاتX
یاد نوشته ها

     امروز آخرين روز تيرماهه.روزي كه با رفتنش، يكي از همكاران خوب گروهمون در تحريريه خراسان شمالي هم از روزنامه رفت.

     مدت زيادي نيست كه مي شناسمش و با هم كار مي كنيم.سابقه همكاريمون از روزيه كه بيرجند رو ترک کردم و در اين گروه مشغول شدم.البته با توجه به اين كه ایشون قبلا در قسمت هاي ديگه مشغول كار بودن شناخت نسبي ازشون داشتم ولي نه به اندازه الان.

     او 15ساله كه سابقه كار داره يعني چيزي حدود 3 برابر من! بچه هاي دفتر بجنورد خوب مي شناسنش و حتما تا حالا فهميدن منظورم كيه.

     بله،آقاي سيد جليل بحرالعلوم طباطباعي.اين همكار عزيز،مدتيه كه درخواست بازخريدي داده و بالاخره چند روز پيش با درخواستش موافقت كردن.

     كاراي تسويه حساب و مراحل اداري رو انجام داده و آخرين لحظات رسمي كارمون رو با هم  گذرونديم.

     چند دقیقه پیش هم رفتیم نمازخونه و نماز مغرب و عشا رو خوندیم بعدش همون جا با هم خداحافظی کردیم و روبوسی ولی بدجوری بغض گلومو گرفته بود و هیچی نتونستم بگم.

     از رفتنش دلم گرفت ولي از اين كه دنبال كاری دیگه و به کشوری دیگه می ره خوشحالم و براش آرزوي موفقيت دارم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 19:7  توسط مجتبی نوریان  | 

     امروز 29 تير،يادآور يكي ديگه از ابتكارات روزنامه خراسان است.

     به دنبال تقسيم خراسان به 3 استان، روزنامه خراسان در تيرماه 1383 اقدام به تاسيس دفاتري در خراسان هاي جنوبي و شمالي كرد كه در بيرجند به خاطر سرعت عملي كه صورت گرفت كارها زودتر انجام شد.

     پس از آن و راه اندازي دفتر خراسان شمالي، اولين شماره ويژه نامه اين استان در روز دوشنبه 29 تيرماه منتشر شد.

     اكنون كه سه سال از اون زمان مي گذره دفتر بجنورد به موفقيت هاي خوبي در قسمت هاي مختلف از جمله استخدام 6 نيرو، خريد ساختمون، روزانه شدن انتشار ويژه نامه ها و... دست يافته و تا حالا 495 شماره از اون هم چاپ شده.

     با تبريك اين مناسبت،براي بچه هاي دفتر خراسان شمالي آرزوي موفقيت دارم. 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 18:53  توسط مجتبی نوریان  | 

     توي اين ماه شاهد مرخصي عده اي از همكاران به قصد مسافرت به خطه سرسبز شمال کشور هستيم.

     كميته رفاه موسسه، امسال هم مثل سال گذشته ،ويلاهايي رو در بابلسر براي  همكاران تدارك ديده كه متقاضيان به نوبت ،چند روزي رو به دل طبيعت مي زنن تا خستگي روحي، رواني و كاري رو به نوعي از تن به در كنن.

     يكي از اقدامات به جا و قابل تقدير امسال اين كميته اينه كه علاوه بر كاركنان رسمي و قراردادي ،براي خبرنگاران آزاد دفاتر بجنورد و بيرجند هم سهميه هايي رو در نظر گرفتن كه به نظر من كار بسيار با ارزشیه.

     البته گرچه سهميه بندي بنزين تا حدودي در كاهش رغبت به اين سفر موثر بوده اما باز هم همكاران ترجيح مي دن هر طور شده  از اين فرصت استفاده كنن و دلي به طبيعت و تني به آب بزنن .

     اميدوارم عزيزاني كه الان در اين مسافرت هستن بهشون خوش بگذره و به سلامت برگردن و اونايي هم كه در نوبتن وقتی رفتن براشون چنین باشه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 17:7  توسط مجتبی نوریان  | 

     به دنبال خستگي هاي اخير،بالاخره ديشب دل به دريا زدم و به محض رسيدن به منزل،تصميم گرفتم براي ورزشي مختصر به پارك ملت بروم.

     به همين منظور لباس ورزشي بر تن كردم و به راه افتادم.فاصله خانه تا پارك 6-5كوچه بيشتر نيست بنابراين پس از گذشت چند دقيقه به آن جا رسيدم.

     جمعيت زياد و در حال نرمش و ورزش، انسان را به وجد مي آورد.هواي لطيف نيز مشوقي بود تا همراه آنان به راه بيفتم.

     از آن جا كه مدت هاست تحركي نداشتم و پشت ميز نشيني و زندگي ماشيني بد جوري بر من غلبه كرده است ترجيح دادم پياده روي تندی در اطراف پارك داشته باشم.

     حركت، ورزش و نشاط ديگران ، واقعا براي من كه مدت هاست سري به اطراف نزدم و درگير كار و روزنامه هستم جالب بود.

     در اين بين ضبط ديجيتالي را كه با خود همراه برده بودم بسيار به دردم خورد و شادابي دو چنداني با شنيدن موزيك آرام در اين فضاي زيبا نصيبم شد.

     راستش را بخواهيد در اين مدت 10 ماه بازگشتم به مشهد،شب گذشته يكي از بهترين و با نشاط ترين شب هايي بود كه تجربه كردم.

     جالب تر از همه ،خواب پس از اين پياده روي شبانه بسيار دلچسب بود.با توجه به مشغله هاي كاري و خستگي هاي ناشي از آن با خود قرار گذاشتم از اين پس حداقل چند شبي از هفته را به پياده روي و ورزش بپردازم.البته خدا كند این تنبلي ها بگذارد!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 16:3  توسط مجتبی نوریان  | 

     اين مطلب رو فقط براي تذكر به خودم نوشتم پس لطفا يا اونو نخونين يا اين كه سرزنشم نكنين. اصلا مي خوام اونو توي پيوندهاي روزانه ام بذارم كه مدام جلوي چشمم باشه و رفتار و كردارمو باهاش تنظيم كنم.پس شما رو به خدا بي خيالش شين.ممنون

*: الو سلام

-: سلام

*: آقاي نوريان، مي شه خبر ... صفحه 3 رو بردارين؟

-: چشم، ولي چرا؟

*: يعني من حق ندارم بگم چه مطلبي توي صفحه با شه يا نه؟ (با لحنی دستوری و تهاجمی) و ...!!!!

- : خب حالا مگه چي شده ؟

*: اعصابم به هم ريخته است.فقط اونو بردارين.

     تماس قطع مي شه.لرزشي رو در وجودم احساس مي كنم.رنگم قرمز مي شه و مات و مبهوت مي مونم!يكي از همكارا مي گه چي شد؟...كي بود؟بنده خدا فكر كرد از مسئولان تحريريه کسی چیزی گفته.

     شايد شما هم كه اينو مي خونين فكر كنين مدير مسئول، سردبير يا يكي از معاونان سردبير بود كه اين طوري دستور به حذف خبري مي د اد.

     ولي نه، اشتباه مي كنين. صداي يكي از بچه هاي دفتر بجنورد بود كه چنين جسورانه و ... صحبت مي كرد.انگار نه انگار كه داره با كي صحبت مي كنه و اصلا هم متوجه كلام و رفتارش نيست.

     مونده بودم چي بگم.فكر كنم بازم بايد تاوان ندونم كاري هامو پس بدم.رو دادن هاي زيادي، ارزش قائل شدن بی جا براي تازه كارها، ايجاد صميميت و ... كه منجر مي شه هر بچه اي اين جوري شير بشه و ...

     جداي از مسائل و پست هاي اداری بد نيست بعضي وقت ها نيم نگاهي به خود، سن، سابقه و ... خودمون و طرف مقابل بندازيم بعد بريم سراغ حرف و حديث.

     البته توي هفته گذشته يكي دو بار ديگه هم از اين جور برخوردها رو از بچه هاي اون جا تجربه كردم ولي شايد به دليل اين كه زياد جدي نگرفتم داره اپيدمي مي شه!

     اكنون بعد از 2 سال و اندي تجربه بيرجند، 10 ماه تجربه كار با بچه هاي بجنورد و سال ها مسئولیت در قسمت های دیگه، مي فهمم توصيه هاي مديريتي رو كه خيلي از بزرگ ترها بهم گوشزد كردن رو واقعا بايد توي كارهام لحاظ مي كردم كه البته الان هم زياد دير نشده.

     حال سعي مي كنم از همين امروز، طوري ديگه اي باشم.مثل خيلي هايي كه قبلا با همين بچه ها كار كردن، فعلا دارن كار مي كنن و بعدا كار خواهند كرد!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 18:33  توسط مجتبی نوریان  | 

     امرزو صبح رو با خبر استعفاي استاندار خراسان شمالي به قصد كانديداتوري در مجلس هشتم شروع كردم.خبري كه تيتر اول ويژه نامه خراسان شمالي هم شد.

     جالبه كه آقاي استاندار در جمع خبرنگاران از استعفاي 5 مدير استان به همين قصد و نيت خبر داده بود!

     البته اين روزا از چنين خبرهايي زياد شنيده ايم يا مي شنويم و تا فردا (۲۱ مرداد) كه آخرين روز مهلت كناره گيري از پست هاي دولتي براي مديراني كه قصد حضور در رقابت هاي انتخابات مجلس هشتم رو دارن باقيست شاهد ريزش اين افراد و خالي شدن صندلي هايشان خواهيم بود.

     خدا كنه با اين روند با كمبود مدير براي ادارات و كمبود صندلي براي مجلس مواجه نشيم!

     در عين حال اميدوارم با تغيير و تحولاتي كه در مديران صورت مي گيره و انتصاب مسئولاني دلسوز، شاهد كندي در روند كار دستگاه هاي دولتي نباشيم و از طرفي با پا پيش گذاشتن افرادی مجرب و آشنا به امور براي حضور در رقابت هاي انتخاباتي ، مجلسي پويا ، متفكر و درد آشنا داشته باشيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 16:28  توسط مجتبی نوریان  | 

     يكي دو روزه كه روزنامه قدس اقدام به چاپ ضميمه اي ويژه استان هاي خراسان با عنوان خراسان امروز كرده است.

     در ابتدا تولد اين ضمیمه رو به دست اندركاران اون و مردم خراسان هاي رضوي شمالي و جنوبي تبريك مي گم.

     بي شك ظهور و حضور رسانه ها در ايجاد زمينه اطلاع رساني بهتر و بيشتر موثره و تقويت هر چه بيشتر اونا بايد در دستور كار مسئولان و گردانندگان نشریات باشه.

     روزنامه خراسان بيش از 3 ساله كه با راه اندازي دفاتر سرپرستي در استان هاي خراسان و چاپ ويژه نامه هاي مستقل براي هر يك از اين استان ها به اين مهم پرداخته و بسياري ديگر از نشريات مثل «حمايت» نيز تا حدودي وارد گود شدند ولي توفيقي در تداوم كار نداشتند.

     اما اين حركت دير هنگام روزنامه قدس به عنوان دومين روزنامه مطرح خراسان به نوعي جاي تعجب و شگفتي داشت. به ياد دارم با عزيزي از خبرنگاران شهرستان هاي قدس كه در مورد ويژه نامه ها بحث مي كرديم به نقل یکی از مسئولان اين روزنامه اعلام مي كرد كه اونا از چنين حركت روزنامه خراسان در شگفتند و توجيهي براي انجام كار مشابه نمي بينند!

     در مجموع خوشحالم كه مسئولان اين نشريه هم به اين نتيجه رسيدند  حق مردم خراسان بيش از اين هاست و انتشار ضميمه هاي خود را با هر نيت و توجيهي آغاز كردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 10:17  توسط مجتبی نوریان  | 

     3سال پيش در چنين ايامي بود كه پس از راه اندازي دفتر سرپرستي روزنامه خراسان در بيرجند ماموريتي به من و 3 تن از همكاران محول شد كه براي كاري مشابه،عازم بجنورد بشيم.

     مراد از نگارش اين مطلب ارتباطيه كه فعلا با بچه هاي خراسان شمالي دارم و به نوعي مدتيه كه در تحريريه خراسان شمالي مشغول به كارم.

     در راه اندازي دفتر سرپرستي خراسان شمالي بر خلاف دفتر خراسان جنوبي اون محدوديت زماني رو كه داشتيم وجود نداشت بنابراين با خيالي راحت تر به دنبال اجاره مكاني براي دفتر حركت كرديم.

     بجنورد در اون زمان تازه مركز استان شده و به شدت با كمبود فضاي مناسب تشكيلات اداري مواجه بود.تازه ما كه جزو اولين ها بوديم و هنوز از راه اندازي استانداري و ادارات كل خبري نبود به شدت با مشكل پيدا كردن مكان مواجه شديم چه رسد به بعدي ها! قيمت ها بسيار بالا بود و از بين موارد كم موجود، انتخاب بس دشوار.

     خلاصه بعد از چندين روز گشت و گذار در اين شهر، مكاني نسبتا مناسب پيدا و قرار داد اجاره اون منعقد شد.سپس نوبت خريد وسايل و تجهيز دفتر بود كه اون هم به دليل محدود بودن مغازه ها و جور نبودن اجناس با سختي همراه بود به طوري كه تا سفارش موارد لازم و ارسال اونا به بجنورد چند روزي صرف اين كار شد.

     خلاصه وسايل لازم خريداري و به دفتر منتقل شد و پس از چيدن آن ها ، چند قطعه عكس براي گزارش كار به مسئولان تهيه شد و بدين ترتيب كار ما در اين ماموريت به اتمام رسيد و راهي مشهد شديم.

     يادم هست از روز تجهيز دفتر تا راه اندازي اون حدود دو هفته اي گذشت كه با اعزام تعدادي از همكاران ، اولين شماره ويژه نامه خراسان شمالي منتشر و كار دفتر شروع شد.

     امروز كه اين مطلب نگارش مي شه 483 شماره از ويژ ه نامه هاي خراسان شمالي منتشر شده و من حدود 10 ماهه كه پس از انتقال از بيرجند با اين تشكيلات همكاري دارم.

     در همين جا به همكاران خوبم در دفتر سرپرستي خراسان شمالي به ويژه خبرنگاران پر تلاش اون خسته نباشيد مي گم و براشون آرزوي موفقيت دارم.  

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 18:56  توسط مجتبی نوریان  | 

     فرماندار كاشمر در جلسه شوراي اداري اين شهرستان كم كاري مديران و مسئولان شهرستان را در اطلاع رساني و همكاري با خبرنگاران مورد انتقاد قرار داد و اظهار داشت: اصحاب مطبوعات و رسانه هاي شهرستان از نحوه همكاري مسئولان گلايه دارند و من اين گلايه را مي پذيرم.

      فتحي نيا با تاكيد بر ارتباط و تقويت اطلاع رساني، از مديران خواست درحوزه كاري خود، چالش ها و قابليت ها را منعكس كنند تا فضاي اطلاع رساني شهرستان تقويت شود.وي سپس گفت: ميانگين اجراي مصوبات دولت در سفرهاي استاني ٢٧درصد است كه اين رقم در مورد شهرستان كاشمر به ۱۰۰ درصد مي رسد.

      وي گفت: اجراي مصوبات به منزله پيشرفت فيزيكي و بهره برداري از طرح ها و پروژه ها نيست بلكه برخي پروژه ها تا سقف ۴۰ درصد پيشرفت داشته و تعدادي نيز به بهره برداري رسيده است.وی وفاق مجلس و دولت ،عمل به وظايف و توسعه عمران و رفع مشكلات مردم را از نكات بارزي دانست كه نتيجه آن ارتقاي رضايتمندي عموم مردم است.

      وي با تاكيد بر گسترش خدمات دولت و اهتمام دولتمردان در اين راستا افزود: متاسفانه امروزه موجي براي تضعيف و تخريب دولت در عرصه هاي مختلف ايجاد شده است.

      وي تصريح كرد:به بهانه انتخابات مجلس هشتم،فضاي نقد دولت و مجلس در دستور كار رقباي سياسي قرار گرفته است. وي با اشاره به گراني هاي اخير به ويژه ارزاق عمومي گفت: همين موضوع دست مايه اي براي تخريب دولت شده است اما خوشبين هستيم كه موج جديد تاثيري نخواهد داشت.

      فرماندار كاشمر، با انتقاد از برخي نقادان كه مصوبات دولت را در سفرهاي استاني غير كارشناسي مي دانند،افزود: با توجه به فضاي پرشتابي كه در حوزه فعاليت هاي عمراني ايجاد شده است، عده اي بر اين عقيده اند كه مصوبات سفرهاي استاني كارشناسي شده نيست درحالي كه بررسي اين نقدها توسط كارشناسان سازمان مديريت و برنامه ريزي حاكي از آن است كه هيچ طرحي بدون كار كارشناسي اجرا نمي شود.

     امام جمعه كاشمر نيز در اين جلسه گفت: تحرك و انرژي دولت نهم، نظام اجرايي دنيا را زيرسوال برده است.

     حجت الاسلام «سيدقاسم يعقوبي» با اشاره به گذشت ٢ سال از عمر دولت و تصويب بيش از ٦ هزار مصوبه در اين مدت تصريح كرد: اگر مجموعه مصوبات دولت فعلي را با دولت هاي گذشته مقايسه كنيم،تعداد مصوبات دولت نهم ازآن ها كم نمي آورد.وي اظهار اميدواري كرد:در دور دوم سفرهاي استاني،توانايي كاري و پيشرفت امور داخلي بيش از پيش محقق شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 18:32  توسط مجتبی نوریان  | 

     چند وقتيه كه باب شده برخي خانوما وقتي سوار اتوبوس واحد مي شن بخشي از فضاي حريم آقايون رو هم اشغال مي كنن.

     سوار اتوبوس که مي شي ( اتفاقا اين روزا به خاطر سهميه بندي بنزين شلوغ تر از هميشه شده) با رديفي از خانوما مواجه مي شي كه در صندلي های قسمت آقايون جا خوش كردن و اصلا هم عين خيالشون نيست كجا نشستن!

     در اين بين آقايون هم خيلي بايد مراقب باشن و از صندلي اونا فاصله بگيرن كه خداي نكرده ...

توي چند روز اخير اين عده از خانوماي محترم پا رو فراتر گذاشتن و تا وسطاي اتوبوس پيش روي كردن به طوري كه كل قسمت در عقب رو به مالكيتشون در آوردن و البته خدا مي دونه تا چند وقت ديگه چه فكر و خيالي براي روندن و بيرون كردن آقايون از اتوبوس ها دارن!

     امروز پيرمردي رو ديدم كه ته اتوبوس نشسته بود و زمانی که در ايستگاه مورد نظرش مي خواست پياده شه با اين كه تا در عقب فاصله چنداني نداشت مجبور شد تا جلوي اتوبوس رو توي اون شلوغي مسافر طي كنه. حالا توي اين بين به مسافرا چي گذشت و تعداد زيادي شون مجبور شدن پياده شن تا به ايشون راه بدن، جاي خود!

     بد نيست دست اندركاران و ناظران شركت اتوبوسراني گاه و بي گاه سري به اين ناوگان حمل و نقل درون شهري بزنن و مسائل و مشكلاتش رو زير نظر بگيرن.

     البته امروز بهتر از فرداست چون معلوم نيست اين جماعت خانوم چه فكرايي برای بیرون کردن آقایون توي سرش داره!!

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 9:59  توسط مجتبی نوریان  | 

     كنار خيابون كه معطل تاكسي ايستادي اگه يه مسافركش شخصي جلوي پات ترمز زد و اول كلام بهت گفت كورسي 100 تومن اصلا تعجب نكني! اگه قبول كردي كه سوار مي شي و گرنه به خاطر جلوگيري از مسائل بعدي بهتره همون جا بي خيال سوار شدن شي و گرنه ....

     اين جملات جديد و بحث هاي حاشيه اي اون، چند روزيه بين بسياري از رانندگان و مسافران رد و بدل مي شه كه البته اصلا جاي نگراني نيست چرا كه به سرعت مثل خيلي از مواردي كه بعد از چند روز عادي مي شه حل حله!

     سهميه بندي بنزين همان طور كه متصور بود به صورت مستقيم زندگي مردم را تحت تاثير قرار مي دهد.نبود سيستم منظم و مناسب حمل و نقل درون شهري اين مشكل را براي بسياري از افراد جامعه كه به نوعي بدون وسيله نقليه شخصي هستند يا خود مايلند از وسايل عمومي استفاده كنند نمود بيشتري مي يابد.

     از طرفي تساوي ميزان بنزين اختصاصي به دارندگان خودروها و يكسان بودن سهميه در تمام شهرها، مسئله اي است كه در مراكز استان ها و شهرهاي بزرگ به لحاظ بعد مسافت، ترافيك و ... از ديد برنامه ريزان پنهان مانده است.

     با اندك تاملي مي توان دريافت كه صاحب يك خودرو در شهري كوچك كه شايد مسير رفت و برگشت و همچنين پرداختن به ديگر امور روزانه او به 10 كيلومتر هم نرسد با راننده اي كه بايد روزانه فقط ده ها كيلومتر مسير رفت و آمد را بدون احتساب ديگر كارها و مسائل رفاهي و تفريحي طي كند دور از انصاف است.

     از آن جا كه سهميه بندي بنزين قانون است و اجرا و عمل به آن لازم، بر متوليان امر است كه به خاطر جلوگيري از فشارها و مشكلات مالي،روحي و رواني ناشي از آن نسبت به فراهم كردن زمينه هاي مناسب اقدام كنند.

     به عنوان مثال شهرداري تهران در نخستين روز اجراي سهميه بندي بنزين با ورود هزار دستگاه اتوبوس به ناوگان حمل و نقل شهري گامي در بهبود وضعيت اياب و ذهاب شهروندان خود برداشت كه اين كار مي تواند به عنوان الگويي براي ساير شهرها به ويژه كلان شهرها محسوب شود.

    بي شك مشهد هم به عنوان دومين كلان شهر، نيازمند تدابير و اقداماتي در خصوص حمل و نقل درون شهري است كه اميد مي رود مسئولان استان و حتي كشور، مشهد را با ديدي ويژه بنگرند چرا كه اين شهرنه تنها به ساكنان آن بلكه به كل ايران و جهان اسلام تعلق دارد.      

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 17:59  توسط مجتبی نوریان  | 

     وبلاگ واژه نویس: سخنگوي وزارت امور خارجه ايران اعلام كرد: محمد خزايي معاون كنوني وزير اقتصاد، جانشين محمد ظريف سفير ايران در سازمان ملل متحد شد.

     ممحد علي حسيني گفت: هر كس كه جانشين ظريف مي شود اصول سياست جمهوري اسلامي ايران را دنبال خواهد كرد.

     خزايي در سمت معاون وزير، رياست سازمان توسعه و هميار ياقتصادي و فني ايران را نيز عهده دار است.

     وي متولد 1332 در خراسان است.او در فاصله سال هاي 1358 تا 1366 نماينده مجلس بود.خزايي به زبان عربي و انگليسي صحبت مي كند و از سوي ايران مشاور رييس اجرايي بانك جهاني نيز بوده است.

     او در سال 2002 در سمت معاونت وزير اقتصاد وارد دولت رييس خاتمي شد.وي پس از به قدرت رسيدن احمدي نژاد در سال 2005 اين سمت را كماكان حفظ كرد.

     داخل پرانتز: چند روز پيش كه رفته بودم كاشمر و در مغازه يكي از دوستان نشسته بودم همين آقاي خزايي كه با پدر دوستم رفيقه وارد مغازشون شد و دقايقي رو با هم به گفت و شنود پرداختند.

     دفعه دومي بود كه مي ديدمش.با اين كه سال ها در مجامع بين المللي بوده و مسئوليت هاي مختلفي هم داشته ولي انسان ساده و معمولي به نظر مي رسيد.

     در اين بين چند بار مخ مخكم شد تا برم جلو و مصاحبه اي ازش بگيرم ولي دلم نيومد.راستش با خودم گفتم بذار بنده خدا اين يكي دو روزي رو كه اومده شهرش از دست دست ما خبرنگارا راحت باشه! در عين حال به اين عزيز تبريك مي گم و براش آرزوي موفقيت دارم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 9:39  توسط مجتبی نوریان  | 

     مدتيه مي خوام گزارشي كوتاه و از باب يادگاري در وبلاگم از حضور خبرنگاران دفتر بجنورد در تحريريه مشهد بنويسم ولي تا به امروز نشد.

     گرچه بيش از يك هفته از اعزام آخرين گروهشان مي گذره ولي خالي از لطف نيست چند سطري نگاشته بشه.

     طي پيگيري هايي كه از اواخر سال گذشته براي حضور خبرنگاران دفاتر بيرجند و بجنورد براي آشنايي با كارهاي تحريريه در مشهد شد بالاخره اين كار به امسال افتاد و از اول خرداد عملي شد.

     خبرنگاران دو دفتر در قالب گروه هاي 2 نفري به مشهد مي اومدند و طي 2 روز حضورشان در تحريريه از نزديك با روند كارها آشنا مي شدن.

     در اين بين خبرنگاران بجنورد به علت اين كه تعدادشون بيشتر بود كارشون به درازا كشيد ولي حضور خبرنگاران بيرجند در مدت 12-10 روز تموم شد.

     توي اين مدت ما به نوعي هر روز مهمون داشتيم كه هر دو روز يك بار مهمونامون عوض مي شدند و نفرات جديدي مي اومدن.

     گرچه حوزه كار من تحريريه خراسان شماليه ولي از اون جايي كه مدت 2 سال رو توي بيرجند بودم به نوعي هر روز پذيراي 4 نفر از خبرنگاران اين 2 دفتر بودم.

     دوستان بيرجند هم از روي لطفي كه داشتن اغلب روز رو در اطراف ميز ما با بچه هاي شمالي طي مي كردن.

     از بد شانسي بچه ها ايام حضورشون ، در ست همون مواقعي بود كه من به خاطر مشكلات مختلف اصلا حال و حوصله درست و حسابي نداشتم ولي به هر صورت سعي مي كردم تا حد امكان و شرايط روحي، رسم ميزباني رو به جا بيارم كه البته فكر مي كنم چنين نشد كه در همين جا از همشون عذر مي خوام.

     روي هم رفته تصور مي كنم سفر خوبي براي بچه بود و اميد دارم با توجه به تنگناها و ضوابطي كه اين جا در مورد كاراشون ديدن از اين پس بيشتر و حرفه اي تر سرويس خودشون رو همراهي كنن.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 17:31  توسط مجتبی نوریان  | 

     امروز همان روزيه كه ماه ها منتظرش بودم.روزي كه خانه به دوشيم تموم ميشه و بزرگ ترين دغدغه ام كه همون مسكن بود به آرامشي غير قابل توصيف بدل ميشه.

     ولي پيشواز اين روز، اصلا برام خوب نبود و باعث شد غم بزرگی بر سينه ام سنگيني كنه و روحم رو سخت بيازاره.

     غمي كه شيريني رسيدن به اين آرزوي ديرينه كه آرزوي همه جوونا و مردممونه رو برام تلخ كرد.

     البته مسبب اين غم خودم بودم و اصلا به فردی بر نمی گرده بنابرای در همین جا خواهش می کنم کسی به خودش نگیره.

     نمي دونم چرا بسياري از ما آدما مثل خود من فكر نمي كنيم خيلي از كارايي رو كه در طول روز  انجام مي ديم نادرسته و باعث ناخرسندي يا ايجاد مسائل و مشكلاتي براي اطرافيانمون میشه؟!

     همه كارامون رو درست مي پنداريم و به روش هاي نادرستمون هم ناآگاهانه ادامه مي ديم و اگه در این بین كسي بهمون تذكر نده يا با مانع و ترمزي در مسير برخورد نکنیم همون طور پر گاز به راهمون ادامه مي ديم و به عواقب كار يا مواردي كه ممکنه برای دور و بري ها پيش مي ياد كاري نداریم!

     بگذريم.از تذكري كه يكي از دوستان بهم داد واقعا متشكرم.منتظر شنيدن نقاط ضعف، ايرادات و رفتارهاي ناهنجارم هستم.

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 21:56  توسط مجتبی نوریان  |