چند روز پیش و با آغاز به کارم در دفتر خراسان شمالی فرصتی دست داد به اتفاق حاج آقای فیروزیان معاون امور شهرستان های روزنامه خراسان،محسن کوهزاد سرپرست قبلی و تعدادی از همکاران خبرنگار دفتر دیداری با استاندار خراسان شمالی داشته باشیم.مهندس جهانبخش حدود 15 سال پیش معاون فرماندار کاشمر بود و شناخت نسبی از ایشون دارم.
ابتدای جلسه با معرفی گذشت و پس از اون آقای فیروزیان در توضیحی مختصر به بیان سیاست های روزنامه و وضعیت دفاتر سرپرستی در ۲ استان خراسان شمالی و جنوبی پرداخت.ماحصل این دیدار امروز در ویژه نامه به چاپ رسید که در پی می آید.
استاندار خراسان شمالي گفت:صداقت ويژه نامه خراسان شمالي در انعكاس اخبار، گزارش و طرح مشكلات و توانمندي هاي استان قابل تقدير است.مهندس محمدحسين جهانبخش در ديدار معاون امور شهرستان هاي روزنامه خراسان و دست اندركاران تحريريه ويژه نامه خراسان شمالي گفت:روزنامه خراسان ريشه در آحاد مردم دارد و اين وظيفه خبرنگاران روزنامه است كه سال ها همراهي مردم را پاس بدارند. وي گفت روزنامه خراسان به لحاظ سابقه خوب و تلاش انسان هاي فكور و خدمتگزار از جايگاه ويژه اي در بين مخاطبان برخورداراست.
وي با بيان اين كه مديران وظيفه دارند ارتباط تنگاتنگي با رسانه ها داشته باشند گفت:در اين بين خبرنگاران وظيفه بيشتري در انعكاس عملكردها دارند و در اين چارچوب ايجاد تعامل تنگاتنگ و صميمي بين مديران و رسانه ها مورد تأكيد است.وي اظهار داشت:رسانه ها و خبرنگاران، وظيفه اخلاقي و قانوني دارند كه روحيه اميد به زندگي را در مردم تقويت كنند.وي جايگاه هنر را اثرگذاري در عمق جامعه عنوان و اضافه كرد: رسانه ها در افكار، انديشه و باور جامعه اثرگذار هستند و بايد وظيفه خود كه همان انعكاس اخبار با رعايت صداقت، سرعت و دقت و سلامت است را به نحو مطلوب انجام دهند.
وي با استناد به فرمايش مقام معظم رهبري مبني بر توصيه به انعكاس عملكردها و نيز تاكيد رئيس جمهور در رابطه با اطلاع رساني فعاليت ها و اقدامات انجام گرفته اظهار داشت:رسانه ها به همراه مديران بايد با انعكاس عملكردها، كارآمدي نظام را به نمايش گذارند و در عين حال نبايد از كاستي ها و مشكلات غافل شوند.
وي تصريح كرد:انتظار اين است كه رسانه ها در كنار مديران و مسئولان استان روحيه اميد را در ميان مردم تجلي دهند و خبرنگاران شديدترين انتقادها را با لحن دوستانه و صميمانه بيان كنند و زمينه كاهش مشكلات استان زرخيز خراسان شمالي را فراهم آورند.وي اضافه كرد:بيست و هشتم هر ماه ديدار با مردم و خبرنگاران خواهم داشت تا نسبت به كاستي ها و توانمندي هاي استان اطلاعات دقيق تري حاصل كنم.
وي از برگزاري جلسه هاي شوراي اداري استان هر ٢هفته يك بار در يكي از شهرستان ها خبر داد و اظهار داشت:كارگروه پي گيري مصوبات رئيس جمهوري در استان شكل گرفته و به زودي نيز اداره كل به عنوان پي گيري ويژه پروژه ها و مصوبات سفر هيئت دولت در استان آغاز به كار خواهد كرد. وي بيان كرد: فرصتي براي من و تمام مسئولان ايجاد شده است تا براي استان زرخيز اما محروم خراسان شمالي خدمت كنيم چون منطقه نياز به تلاش مضاعف دارد.
وي با اشاره به مشكل نان در برخي نقاط استان ادامه داد:در حداكثر ٣ماه اين مسئله را كه بيشتر ناشي از پخت نامطلوب آن است و نه كمبود آرد، حل خواهيم كرد.وي اضافه كرد: از آن جا كه مشكل كيفيت پخت نان را داريم، با خبازان متخلف برخورد خواهيم كرد.مهندس جهانبخش با بيان اين كه اميدوارم پس از حداقل ٤سال خدمت به مردم اين خطه، در پايان مسئوليتم در استان حرفي براي گفتن داشته باشم اظهار كرد: در اين مسئوليت سنگين با توكل به خدا، درصدد جلب رضايت پروردگار، رهبري، دولت و مردم هستيم.
معاون امور شهرستان هاي روزنامه خراسان نيز در اين ديدار با اشاره به شروع به كار سرپرست جديد دفتر خراسان شمالي گفت:به طور قطع جابه جايي نيروها در تمام نهادها و ارگان ها اجتناب ناپذير است.ابراهيم فيروزيان افزود: با توجه به نياز فرهنگي كه استان هاي خراسان شمالي و جنوبي داشتند، تمهيدات خاصي براي ايجاد سرپرستي در اين استان ها انجام و با وجود مشكلات اين دفاتر راه اندازي شد.
وي با بيان اين كه مسئوليت خطير اطلاع رساني به تنهايي از عهده رسانه ها خارج است تصريح كرد: اين كار امكان پذير نيست، مگر با تعامل نيروهاي اجرايي استان و رسانه ها و با توجه به اين كه بحث فرهنگي، بحثي ويژه و مورد عنايت مقام معظم رهبري است، لزوم اين تعامل بيشتر احساس مي شود.وي در اين ديدار از مراحل پاياني اخذ مجوز براي استقلال ويژه نامه هاي خراسان شمالي و جنوبي خبر داد و گفت: انتظار مي رود به زودي اين كار محقق شود.
به گزارش خبرنگار ما در اين نشست استاندار خراسان شمالي پس از شنيدن مشكلات خبرنگاران در خصوص تهيه و انعكاس اخبار در برخي دستگاه ها آمادگي خود را براي رفع آن ها در حيطه وظايف خود اعلام كرد.
بالاخره بعد از هفته ها بحث و تفکر، امروز صبح به اتفاق حاج آقای فیروزیان معاون امور شهرستان های روزنامه خراسان راهی بجنورد شدیم.
بجنورد چرا؟ باشه می گم.چندی پیش،خبر بازگشت دوست خوبم محسن کوهزاد از دفتر سرپرستی خراسان شمالی به مشهد رو داده بودم که کاش نمی دادم چرا که با آمدن او ...
در این فرصت مسئولان روزنامه،گزینه های متعددی رو زیر نظر گرفتند تا این که هم چون 3 سال گذشته که سرپرستی دفتر خراسان جنوبی بهم پیشنهاد شد گویی این بار نوبت پست مشابه اون درخراسان شمالی بود!
کارهای مقدماتی انجام گرفت صبح راهی بجنورد شدیم و حوالی ظهر خود را در جمع همکاران اون جا دیدیم.جلسه تودیع حاج مح
سن و معارفه من رو برای بعد از ظهر برنامه ریزی کرده بودند که چنین هم شد و با حضور همکاران دفتر و معاون روزنامه این کار صورت گرفت.
در این جلسه خدا رو شکر کردم که بر عکس جلسه تودیعم در بیرجند که بدون حضور هیچ یک از آقایون مسئول و خالی از حتی تشکری کوچک از سوی اونا برگزار شد (!) لااقل این همکار عزیز از حضور یکی از معاونان روزنامه و اهدای لوح تقدیر و سکه ای طلا بهره مند شد و دوستان همکار دفتر نیز سنگ تموم گذاشتند و با اهدای سوغاتی از منطقه،به نوعی خدمات 3 سال و اندی مسئولشون رو پاس داشتند.
از امروز مسئولیتی جدید با کارهایی نسبتا نو آغاز شد و خدا می دونه چه قدر طول بکشه تا دوباره به سرنوشت سال گذشته خود و امروز حاج محسن گرفتار شم.
بی شک دیر یا زود، اون زمان فرا می رسه فقط خدا کنه در این فاصله و مدت زمانی،بتونم کاری برای موسسه،دفتر،دوستان و مردم این استان انجام بدم تا در اون روز،بجنورد رو نیز هم چون بیرجند با وجدانی راحت و آسوده ترک کنم.
هفته سختي رو پشت سر گذاشتم.سختي هاش از شنبه شب با خبر بيماري پدر و بستري شدنش در بيمارستان آغاز شد.اعلام خونواده مبني بر حركت به كاشمر و حاضر شدن بر بالين پدر بد جوري توي دلم رو خالي و وجودم رو سست كرد.
ساعت 21 حركت كردم و تا رسيدم به كاشمر حالي برام نمونده بود.در اين بين لطف دوستانم مهندس بي تقصير و سيد هادي مهديان كه هم پاي خونواده ،گرد پدر مي چرخيدند و تماس های مرتب شون قوت قلب بود و از استرسم مي كاهيد.
بالاخره ساعت 12 شب رسيدم .در بين راه بهم خبر داده بودن كه قراره پدر رو براي عمل به مشهد اعزام كنند. دوستان و خونواده از قبل مقدمات اعزام رو فراهم كرده بودن و مونده بود هماهنگي با بيمارستان مقصد.بعد از كلي رايزني و سفارش دكتر بنيادي، بيمارستان موسي بن جعفر(ع) جا داد و حركت كرديم به سمت مشهد.از خستگي كار و به ويژه استرس هاي اين خبر و اين كه چي مي شه و چي نمي شه،حسابي بهم ريخته بودم.
ساعت 5 صبح پدر در بيمارستان بستري شد و تا ساعت هاي 2-1 بعد از ظهر منتظر معاينه پزشك شدم. در نهايت بعد از معاينات و آزمايشات،قرار بر عمل شدساعت ۱۷:۴۵پدر رو به اتاق عمل منتقل كردن و دقايقي نگذشته بود كه اعلام كردن متخصص بيهوشي،رضايت ويژه همراهان رو مي خواد در غير اين صورت مريض رو به بخش بر مي گردونن!
اين خواسته اونا بر استرسمون افزود و از عملي سخت با احتمال بهبودي پايين حكايت داشت.پس از مشورت با چند نفر از پزشكان آشنا و شنيدن نقطه نظراتشون،تنها راه رو توكل به خدا ديديم و تن به رضايت داديم.
در مدت حدود 45 دقيقه عمل، مرديم و زنده شديم.همه مون دست به دعا برداشتيم و در اين فاصله از هر كي هم كه باهامون تماس مي گرفت التماس دعا داشتيم.در اين ميون به دعاهاي تك تك عزيزان و دل هاي پاكشون و عنايت خاص خدا و ائمه به ويژه امام رضا(ع) و حضرت مهدي(عج) اميدوار بودم. به جرات مي تونم استجابت دعاهامون رو از همين محبت دوستان و كارهاي خير بسياري كه پدرم تا حالا مخفيانه و بي صدا انجام داده بدونم.
بالاخره عمل به اتمام رسيد و قبل از اون توسط دكتر بنيادي كه مرتب از كاشمر با پزشكش در تماس بود از انجام موفقيت آميز عمل مطلع شديم و آرامشي غير قابل توصيف وجودمون رو فرا گرفت.خلاصه پدر چند روزي رو در آي سي يو و بخش تحت نظر و مداوا قرار گرفت تا اين كه امروز مرخصش كردن و برديمش خونه.
در اين مجال خواستم از همه دوستاني كه به نوعي بذل محبت داشتن و در اين هفته پيگير كارهام بودن تشكري صميمانه داشته باشم و بتونم در خوش هاشون بخشي از اين الطاف رو جبران كنم.