تبليغاتX
یاد نوشته ها

     چه زیباست وقتی خدا رو به حق خودش قسم می دی و ازش طلب مغفرت می کنی.وقتی بهش می گی «بک یا ا...» باید خیلی ناپاک باشی که با توجه به قسمی که به نام خودش یاد می کنی بهت بی توجه باشه.

     تازه وقتی برای محکم کاری،او رو به کتابش،قرآن نیز قسم میدی و با سوگندش به پیامبر (ص) و ۱۳ معصوم (ع) دیگه،ازش طلب حاجت می کنی و بازم اجابت نمی کنه حتما باید یه فکری برای خودت برداری و ببینی اشکال کار کجاست!

     من یکی از اوناییم که باید در کارام تدبر کنم وگرنه کلاهم پس معرکه ست.خدایا به حق این ماه و شبای قدر،به کرم خودت همه رو عاقبت به خیر کن و از تقصیراتمون بگذر.خدایا گره از مشکلات دردمندان بگشا و ...  

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 14:20  توسط مجتبی نوریان  | 

     گرسنگي براي او و خانواده اش واژه اي نامانوس نيست و به نظر مي رسد از سير بودن،تصويري در ذهن نداشته باشد.رمضان را فرصتي مي داند براي يكسان بودن حس گرسنگي خود و ديگراني كه شايد كمتر يا هرگز اين طعم را چشيده باشند تا از اين حيث،حداقل در طول روز شرمنده همسر و فرزندانش نباشد.اما چه كند كه اين دلخوشي كوتاه است و آن را تا افطار دوامي نيست.غروب هنگام،برافروختگي و سرخي رنگ چهره اش،مضاعف و عرق شرم بر پيشانيش نمايان مي شود تا زبان گويايي باشد بر عذر دستان وسفره اي خالي.در اين ميان چه نيك چشمان بيناي كودكان،بسان گوش هايي شنوا،حرف ناگفته پدر را از چهره  رنجورش مي خوانند.
     بزرگ ترهاي خانه،خجل از شرم پدر، سر به زير دارند و كوچك ترها با سري بالا و نگاهي معصوم،تمناي قوتي دارند تا روزه كله گنجشكي خود را كه تا اين ساعت به درازا كشيده است،باز كنند.افطاري كه در آن قرص نان و پنير با جرعه اي آب يا چاي را غنيمت مي دانند و اگر سبزي و خرمايي بدان افزوده شود،طعامي مفصل برايشان خواهد بود.در انديشه تامين حداقل ها و مانده از كار روزانه،با شنيدن نداي «ربنا» كه گويي زود هنگام تر از هميشه از گلدسته مسجد نويد افطار مي دهد،به خود مي آيد.برسرعت قدم هاي خسته اش مي افزايد تا منتظراني را كه چشم بر در دارند و گرد سفره اي خلوت،نشسته اند دريابد و آنان را به نان گرمي ميهمان سازد.
     در مسير،با گذر از رستوراني مجلل و مدعواني متمول،از آهنگ گام هايش مي كاهد.بوي غذاهاي گرم در هم آميخته و سفره هاي رنگارنگ گسترده،ميزها را مزين كرده است.كهنه پوشاني با دستاني دراز،از رهگذران كمك مي طلبند و كودكاني،ظرف به دست،پايان مجلس را انتظار مي كشند.بانگ دلنشين اذان،او را به وصال خانواده فرا مي خواند.قرص هاي نان را در دستانش جا به جا مي كند و همگام با گام هاي بلندي كه برمي دارد،با خود مي انديشد كه چگونه دقايقي بعد،اين همه غذايي كه به اسم افطاري و در پي سنتي حسنه،براي پذيرايي تدارك شده است،دست نخورده بر ميزها باقي مي ماند و اين بركات خدا،حيف و ميل خواهد شد!
     تصوير سفره خالي بسياري از افراد جامعه در ذهنش نقش مي بندد و در مقابل آن،خوان هايي كه با فراموشي سفره اطعام ائمه اطهار (ع) چنين رنگارنگ شده است.به ياد مي آورد كه چگونه حضرت علي (ع) بر دخترش،خرده گرفت كه چرا شير و نمك را با هم بر سفره افطار گذاشته و پدر را به دو خورشت (!) ميهمان ساخته است.در حريم منزل،چشمان كم سويش در تيره و روشني غروب،بر پارچه اي و نوشته اي خيره مي شود.زبان به مدد مي آيد و مي خواند «سالروز ميلاد كريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع) و هفته اكرام گرامي باد».

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 13:24  توسط مجتبی نوریان  | 

     با مطالعه مطلب یکی از همکاران خراسان شمالی با عنوان "سفر به قبله" که در ویژه نامه خراسان شمالی از سفرش به مدینه منوره نوشته بود،برگشتم به ۲ سال پیش.توصیفاتش زیبا بود و حال و هوای اون زمون رو برام تداعی می کرد.یادمه دقیقا دو سال پیش مثل امروز،میهمان مدینه بودم و ظهر،باید با قبر پیامبر(ص) و قبرستان بقیع وداع می کردم.دل کندن از این دیار بس مشکل بود و اگر نبود شوق دیدار دوباره ای که به خود وعده می دادم شاید این وداع به راحتی میسر نمی شد.

     به یاد دارم در آخرین نگاهم به گنبد سبز نبوی،مهم ترین خواسته هام رو مطرح کردم که بیشترشون اجابت شد ولی یکیش هنوز بی جواب مونده.همون خواسته ها رو روز بعد نیز در نگاه اولم به کعبه دوباره زمزمه و اونا رو از خدا طلب کردم.می گن سه تا خواسته ای رو که در نگاه اول ازش بخوای اجابت می کنه.دوتای اول عمومی و برای دیگرون بود که الحمدا... تحقق یافت ولی سومیش،درخواستی برای خودم بود که هنوز اجابت نشده!این جاست که معنی دعای "الجار ثم الدار" فاطمه (س) رو می فهمم.نا امید نیستم و هنوز،چشم انتظار اجابت. 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 17:24  توسط مجتبی نوریان  | 

     *یک دهه از ماه رمضون امسال گذشت و در حالی پای در دهه دوم اون می ذاریم که نمی دونیم چه قدر بندگی کردیم و مطیع بودیم ولی با همین اعمال شکسته خود،چشم به رافت خدا داریم.می دونیم او کریم تر از این حرفاست و از کاه اعمالمون،کوهی خواهد ساخت تا شرمندش نباشیم.

     *سحرگاه،فرصتی برای خلوت،دست داد تا تدبری در اعمالم داشته باشم و نظری بر لطف و عنایتی که خدا بهم داشته.در کردارم،اشکال بسیار دیدم ولی در لطف خالق،هرگز.دریافتم خدا اون قدر بهم محبت داره تا هیچ کاستی در زندگیم نداشته باشم.در این بین،مسبب از دست دادن برخی فرصت ها هم خودمم.

     *داشتن جمال،از کمالاتیست که خدا در کنار تموم زیبایی هاش به عده ای از بندگان خود عطا کرده و اونا رو به این زینت،آراسته.کاش به جای تبدیل این حسن به اسبابی برای دوری از صاحب جمال،به داشتن سیرتی زیبا اهتمام ورزیم چرا که بسیار ماندگارتر از صورتی زیبا خواهد بود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 12:17  توسط مجتبی نوریان  | 

     قاچاق كالا به آن سوي مرزها پديده اي شوم است كه علاوه بر ايجاد تورم،فلج كردن اقتصاد و بروز ناهنجاري هاي اجتماعي،سرمايه هاي ملي را به تاراج مي برد.اگرچه عوامل مختلفي نظير بيكاري،پايين بودن سطح فرهنگ و فقر عامل روي آوري عده اي به سمت و سوي قاچاق محسوب مي شود اما در اين ميان سودجويي،طمع و تاراج اموال عمومي توسط اغلب قاچاقچيان را نبايد ناديده گرفت.
     از جمله كالاهايي كه قاچاق آن در مناطق مرزي به ويژه در شرق كشور رواج دارد،سوخت و فرآورده هاي نفتي است كه غارت گران اين اموال عمومي با دسترسي آسان به آن،نسبت به خروج اين سرمايه  ملي از كشور اهتمام و حتي  اصرار دارند و روز به روز بر رونق قاچاق آن و گستاخي اين افراد افزوده مي شود.در گذشته قاچاق سوخت به ويژه گازوئيل در مناطق مرزي از اهميت خاصي برخوردار بود و اغلب قاچاق سوخت را اين فرآورده  نفتي شامل مي شد به طوري كه توقيف خودروهاي مرتبط و مخازن سوخت در پاسگاه هاي بين راهي را مي توان گواهي بر اين ادعا دانست.
     از آن جا كه قيمت سوخت و فرآورده هاي آن در كشور ما به نسبت بسياري از كشورهاي دنيا و حتي كشورهاي همسايه با اختلاف همراه است،قاچاق اين فرآورده ها باوجود مشكلات مالي و جاني كه در كمين قاچاقچيان است،براي آن ها صرفه اقتصادي دارد.به تازگي انتقال بنزين به آن سوي مرزها به ويژه در مناطق شرق كشور و سيستان و بلوچستان به معضلي تبديل شده كه شهروندان و مسئولان اين استان را نگران كرده است.قاچاق بنزين براي بسياري از قاچاقچيان به اندازه اي سود آور شده است كه پا را فراتر از خريد بنزين آزاد با قيمت ٤ هزار ريال گذاشته اند؛خريد سهميه سوخت موجود در كارت هاي هوشمند رانندگان به چندين برابر قيمت اصلي آن نيز برايشان مقرون به صرفه شده است و سودآوري فراوان دارد.اين عده باشگردهايي خاص،از سهميه كارت سوخت رانندگان در منتهي ترين شهرهاي مرزي بهره مي برند و با تعبيه مخازن بيش از ظرفيت مخزن سوخت خودروها،نسبت به تهيه و انتقال اين سرمايه ارزشمند ملي اقدام مي كنند.
     اين ياغيان،بی توجه به ضربه اي كه بر اقتصاد و آينده خود و ملت وارد مي سازند بي رحمانه،بنزين اين ثروت ملي را زالو گونه از شريان هاي كشور مي مكند و با انتقال آن بدان سوي مرزها به ظاهر سودي براي خود فراهم مي سازند غافل از آن كه هر ضرري كه به واسطه كوتاهي و اهمال بر كشور و ملت وارد شود،دود آن به چشم همه خواهد رفت.اين غارت گران اموال و ثروت هاي ملي با كج روي افكار خود از كيسه همگان براي سود جويي،منفعت طلبي و درآمدي هنگفت و بي زحمت برداشت مي كنند بي  آن كه به پيامدها و مشكلات ناشي از اين سرقت توجه كنند.
     در اين ميان بر تصميم گيرندگان و مجريان كشور است كه با ابداع راهكارها و شيوه هاي خاص،با اعمال مديريت و نظارت بيشتر از خروج سرمايه اي كه متعلق به همگان و حتي نسل هاي آينده است،جلوگيري كنند.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 10:27  توسط مجتبی نوریان  | 

     زيباترين جلوه آسمان شب در كماني از نور،ماهي مبارك را خبر مي دهد و زمينيان را به ميهماني خدا فرامي خواند.ميهماني كه گرد سفره نشستگانش،حلاوت اطعام كريم ترين ميزبان را هر سال انتظار مي كشند.خوان رحمتي كه در موعدي مقرر،بر ميهمانان وعده شده است و اين تداوم را وقفه اي نيست.محفلي كه دعوت شدگانش با فرصت آراسته شدن به رخت و لباس ميهماني،دعوت ميزبان را به حضوري آبرومند اجابت مي گويند.
     پاكي،صفاي دل،رها شدن از خود،انديشيدن به ديگران،صداقت،خلوص،بندگي و... زيبندگي هايي است براي شركت در اين ميهماني و البته فرصتي براي دستيابي و تزيين بدان ها.ورود به ماهي كه با نزول كلام خدا در معجزه رسولش بر بندگان،شد «شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن».ماه پر بركتي كه ثواب اعمال از سحرگاهان آن با ذكر «اللهم اني اسئلك...»،سحرخواني و طنين دلنشين اذان صبح آغاز مي شود و تا غروب آفتاب كه با نداي روح انگيز «ربنا» به پايان مي رسد تداوم مي يابد و اين ادامه را تداومي است تا سحر و سحرگاهي ديگر.
     جلوس بر سفره سحر و اطعام از خوان افطار،حلاوتي دارد به شيريني يك روز طاعت و بندگي با مزه اي متفاوت از هر روز و ماهي ديگر و سفره هاي سحرگاه و شامگاه آن نيز بركتي مضاعف دارد و طعامش،آغشته است به طعمي مخصوص.رمضاني ديگر فرا رسيد تا دگر بار همگان را به همدلي،نوع دوستي و ياد آخرت بودن يادآور شود،سيران را از گرسنگان و اغنيا را از فقرا باخبر كند و تمريني باشد بر انسان دوستي در همه زمان و همه مكان.ماه خدا آمد تا برترين شب ها را با خود همراه كند تا قدر ليالي قدر دانسته شود و سرنوشت دنيا و  آخرت هر كس به نيكي و صواب رقم خورد.«شهر رمضان» فرا رسيد تا با نيكي به ديگران،گذشت و ايثار،دوري از معصيت،تلاوت قرآن و پرداختن و تقرب بيشتر به خصايص انسان هاي متقي،ذخيره اي مطمئن براي ديار باقي فراهم شود و به عطر معنويت اين ماه،مشعوف.
     رمضان رسيد تا در ضيافت هايش،كودك و نوجوان،جوان و پير،فقير و غني و رئيس و مرئوس در كنار هم از غذايي يكسان تناول كنند تا بهانه اي شود براي برچيده شدن فاصله هايي كه تساوي را به ارمغان مي آورد. ماه ميهماني خدا آمد تا جلوه اي از قيامت و ذخيره دنيايي آن تجلي شود و ره توشه اي از آن حاصل تا به بركتش و غنيمت دانستنش،رضايتي فراهم شود.اما حيف و افسوس بر آن و آناني كه از دعوت خدا بر خوان رحمتش باز مانند و اين ندا بر گوش و دلشان رسوخ نكند! صد واي بر كساني كه از قافله مدعوان در ماه ميهماني بهترين و كريم ترين ميزبان بازمانند و بي ثواب و بي طعام از آن بگذرند و از حلاوت اعمال رمضان بي نصيب باشند.
     پس در اولين عزم حضور در اين ميهماني،مددش را بايد به ياري طلبيد و لياقت ورود به اين ماه را از او خواست تا به كرم و غفرانش،آداب ميهماني را در اين ماه بر ما ارزاني دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 9:58  توسط مجتبی نوریان  | 

     بازگشت اتباع افغانستان،مقدمه اي براي سازندگي بيشتر كشورشان خواهد بود.فرماندار زاهدان در گفت وگوي اختصاصي با خبرنگار اعزامي خراسان،با اعلام اين مطلب افزود:با توجه به اين كه ثبات سياسي بر افغانستان حاكم شده است و اين كشور بايد دوران سازندگي خود را شروع كند و پشت سربگذارد،نيروي انساني حرف اول را در اين مهم مي زند.«حسنعلي نوري» گفت:از آن جا كه اتباع افغانستان كه به ايران يا ديگر كشورهاي جهان مهاجرت كرده اند،جزو متخصص ترين نيروهاي آن كشور محسوب مي شوند،بنابراين بازگشت آن ها به موطن خود مي تواند مقدمه اي براي سازندگي بيشتر كشورشان باشد.وي ادامه داد:مردم ايران حدود ٣٠ سال مهاجران افغانستان را پذيرفته و آداب ميزباني را ادا كرده اند؛درخصوص بازگشت آن ها زيبنده نيست كه با قوه قهريه،ميهماناني را كه سال ها پذيراي آن ها بوده اند،طرد كنند.وي افزود:از طرفي حضور و ماندن آن ها نيز در كشورمان توجيهي ندارد و چنان چه مصر به ماندن در ايران هستند،بايد از مجاري قانوني وارد عمل شوند.وي اظهار داشت:اتباع افغانستان چنان چه به عنوان نيروي كار قصدماندن دارند،بايد ساز و كارها و راه هاي قانوني را طي و مجوز لازم را از دستگاه هاي مربوطه كسب كنند و اگر قصد تحصيل در حوزه هاي علميه يا مراكز علمي را دارند،سازوكار آن تعريف شده است.فرماندار زاهدان گفت:اين افراد اگر خواستار سكونت در ايران هستند بايد در استان هاي داخلي و در مكان هايي كه به صورت خاص تعريف شده است،مستقر شوند.وي افزود:سال گذشته به دليل شرايط خاص و نامساعد هوا و برودت و سرماي شديد كه در آن طرف مرز وجود داشت،به خاطر حفظ سلامت اتباع افغاني طرح بازگشت آنان با وقفه اي همراه بود كه با توجه به گرم شدن هوا بحث جابه جايي و بازگشت آن ها،دوباره در دستور كار قرارگرفت.«حسنعلي نوري» همچنين درخصوص مباحث فرهنگي و وجود نشريات در سيستان و بلوچستان،نقش مطبوعات را در هدايت جامعه موثر دانست و گفت:در اين استان يك روزنامه و ٥ هفته نامه به صورت مستمر چاپ مي شود و بيشتر روزنامه هاي سراسري نيز در اين استان داراي نمايندگي و سرپرستي است.وي حضور و ورود هريك از مطبوعات را جداي از خط فكري و نگرش ها به فال نيك گرفت و افزود:جامعه تك صدايي نمي تواند پويايي داشته باشد و هر چه تعدد ديدگاه ها و دسته بندي ها در فضاي جامعه نمود بيشتري داشته باشد،به همان نسبت به پويايي جامعه كمك مي شود.وي تصريح كرد: نشريات موجود استان كمتر در مباحث چالشي وارد مي شوند و فضاي ميانه تري را انتخاب مي كنند و برخي نيز بيشتر از آن كه بخواهند نشاط و اميدي را به مردم منتقل كنند،به بزرگ نمايي مشكلاتي كه در همه جا هست مي پردازند بنابراين اگر نشريه اي خدمات و واقعيات استان را صحيح رصد كند،مي تواند ابزاري موثر و بازويي قوي براي مسئولان،مردم و دست اندركاران استان باشد.فرماندار زاهدان گفت:سيستان و بلوچستان از نظر پشتيباني و تقويت نشريات عقب است و در اين راستا در جلسه اي با خانه مطبوعات مقرر شد با همكاري دستگاه هاي دخيل،نشريات ساماندهي شوند تا بتوانند پايه هاي خود را مستحكم كنند.وي افزود :اميد است نشريات استان با تثبيت موقعيت مكاني بتوانند قدم هاي بلندي بردارند و افق طولاني را براي كار مطبوعاتي خود ترسيم كنند.وي ورود نشريات قديمي و باتجربه مثل روزنامه خراسان را كمكي به ديگر نشريات دانست و اظهار اميدواري كرد:با راه اندازي نمايندگي روزنامه خراسان در سيستان و بلوچستان و ورود نيروهاي متخصص،صفحه و ويژه نامه اي براي استان اختصاص يابد.وي از روزنامه خراسان به عنوان نشريه اي ولايي و مقدس ياد كرد و گفت:با توجه به انتشار آن در مشهد،عنايت امام رضا(ع) پشتوانه آن است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 10:9  توسط مجتبی نوریان  | 

     چند روز گذشته توفیقی حاصل شد تا بعد از مدت ها سفری خونوادگی داشته باشیم که مقصدش به مدد همکاران کمیته رفاه موسسه،شمال کشور بود و شهر بابلسر.الحق و الانصاف مکان و فضای اقامت،آبرومند بود و در خور شان که جا داره و البته وظیفه است از این اقدام خوب و ارزنده همکاران کمیته رفاه تقدیر و تشکر کنم.

     اما ماه های اوج جشن و سرور رو به پایانه و واپسین روزهای شعبان عزیز پیش رو.از اون جا که همیشه موفقیت و خوشی های دوستان رو جزیی از توفیقات و خوشحالی های خود می دونم حیفم اومد خبر خوش ازدواج دو نفر همکاران بجنورد که مدتی در خدمتشون بودم رو یادآور نشم.

     اولینش مربوط به خانوم سمانه تقی نژاد است که این روزا دومین ماه ازدواجش رو پشت سر می ذاره (با عذر تاخیر) و بعدیش،خانوم تکتم علوی مقدم که دیشب مراسمش بود و توفیقی هر چند کوتاه برای عرض تبریک و ارادت حاصل شد.بار دیگه به هر دو تاشون تبریک می گم و به آقا مهدی ها (دامادهای خوشبخت) نیز همچنین.

     البته یواشکی یه تسلیت کوچولو و ابراز همدردی برای تن دادن این دو مردی که فعلا گرم خوش و بش هستن و شاید متوجه کلاه گشادی که سرشون رفته نیستن عرض می کنم و در مجموع برای هر چهار نفرشون،آرزوی خوشبختی،طول عمر و زندگی موفق دارم.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 11:54  توسط مجتبی نوریان  |