طنین نافله هایش هنوز هم در کوچه پس کوچه های شهر به گوش می رسد.عطر عصمتش فضا را معطر می سازد و مظلومیتش،هر دلی را منقلب.صدای غلتیدن دانه های تسبیح در دستان او که شب هنگام در پی هر تسبیحی،قطرات اشک را به دور از چشمان بسته امتی ناشکر،از دل شکسته تا دیدگان و سپس در مسیر گونه ها میهمان و همراه می سازد و بغضی که در گلو می ماند تا نترکیدنش،نااهلان را ناامید و ناخشنود کند.
زمزمه هایش دعایی برای خلق بود و خلایق،تا «الجار» مقدم شود بر «الدار».در این میان تنها دعایش در حق خود که کاش هرگز روا نمی شد،نفرینی بود بر امت جاهل و اجابتش همان،مرگی زودهنگام بود و وصالی پرشوق برای دیدار پدر.
چه پردرد و غریبانه همه را جز اهل منزل نامحرم خواند تا مشایعت پیکرش،به دور از چشمان بیگانگان باشد و آرامگاهش بی نام و نشان!قرن ها گذشته است و امروز،برکت وجودش بر همگان آشکار و امروزیان،غمگین و داغدار از آن چه با او شد و آن چه او به رو نیاورد.کاش بود یا همزمان بودیم با او تا به یمن درک حضور و وجودش آنچه می شدیم که می خواست و رضای خدا بود اما اینک در نبودش افسوس مان را به شفاعتی دلخوشیم در روز محشر.
هنوز درختان راست قامت را تاب تحمل شرم برخورد تخته ای از جنس خود با قامت نحیف و رنجور او نیست.تخته ای که دری شده بود برای حفاظت از حریم امامت و حجابی بر نامحرمان اما وسیله ای شد تا پهلویش به کین میخ دشمنان و نابخردان شکافته شود.دل رنجور و قامت خمیده ای که در کمتر از ۲دهه حیات،به کبودی تازیانه منحرفان منقش شد،تا نقشی از سیاه دلی سنگ دلان و عداوت آشکارگونه دشمنان برجای ماند.
کاش پدر نمی رفت یا زودتر از دختر،تن به هجرت نمی داد.کاش بود تا دوست نماها را می دید و بیشتر می شناخت.کاش می ماند و اگر می خواست برود زهرا نیز با او هم سفر می شد.اما چه آرام می شود امشب.شبی که دگر بار ملک الموت شرم انجام وظیفه دارد.فرشته ای که حرمت فاطمه(س)او را از ورود به منزل پیامبر و قبض روح نبی(ص)بازداشت اینک باید بر بالین زهرا(س)حاضر شود،حال آن که دختر پیامبر(ص)را دعا و شتابی است بر رفتن و حال وقت اجابت است از سوی خدا.
آری،چه آرام می شود امشب با وداع دنیای خاکی و شوق وصال پدر و به اوج می رسد این شادمانی آن هنگام که دستان نبی(ص)ازخاک برمی آید و او چون مروارید،از علی(ع) به پدر تحویل می شود تا در کنار نبی و آغوش او جای و آرام گیرد.
و چنین است که راحت می شود و عروج می کند تا در منزلگاه موعود اتراق کند و در این میان چه ناامید آنانی که نمی خواستند نسلی از محمد(ص)باقی ماند حال آن که نایبان نبوت در قامت امامت از او برجای ماندند تا فاطمه(س) مصداقی باشد بر «انا اعطیناک الکوثر،فصل لربک وانحر،ان شانئک هوالابتر».